ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
جمعه 22 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : معاونت تحقیقات > فهرست کرسی‌های نظریه‌پردازی و ترویجی > ساختار و اهداف آموزشي حوزه‌هاي علميه كارآمد

ساختار و اهداف آموزشی حوزه‌ علمیه کارآمد

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث: « ساختار و اهداف آموزشی یک حوزه علمیه کارآمد » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟

مساله بحث: دست‌یابی به فرآیندهای یک آموزش موفق و اثربخش (فرآیندهای یک آموزش مطلوب چگونه‌اند؟)

فرضیه بحث:

مقطع‌بندي تحصيلات براساس شاخص‌هاي سه‌گانة سطوح فهم و ادراك، سطوح احساس و گرايش، سطوح عمل و مهارت به شرح زير پيشنهاد مي‌گردد:

  • مقطع عمومي: بداند، علاقه به زندگي علمي را ابراز كند، بتواند تبيين كند و به‌گونه‌اي توضيح دهد كه مخاطب از عهده تصور مطلب بربيايد. برتري مطالب مورد نظر را بر موارد مشابه احساس كند، بتواند در برابر چرا‌ها استدلال منطقي ارائه كند و در برابر نقدها از منطق خود دفاع كند.
  • مقطع تخصصي: تحليل كند، مدل بدهد، بتواند براي عملياتي شدن يك نظر برنامه بدهد، در برابر متخصصين ديگر از ادعاي خود دفاع كند و ادعاي آنان را نقد نمايد.
  • مقطع فوق تخصصي يا نظريه‌پردازي: نظريه بدهد،‌ خلاقيت را در مسير فعاليت خود احساس كند، بتواند دستگاه فكري منسجمي را در كرسي‌هاي نقد و نظر به اثبات برساند. 

از آنجايي‌كه هويت حوزه از جهت علمي، رشته اسلام‌شناسي است،‌ پيشنهاد مي‌گردد عنوان مقاطع به‌صورت زير عنوان‌بندي شود:

مقطع اسلام‌شناسي عمومي = اسلام‌شناس عمومي (با عموم[1]مردم روبروست)

مقطع اسلام‌شناسي تخصصي= اسلام‌شناس تخصصي (با نخبگان و اهل تخصص[2]در علوم انساني، تصميم‌گيران و برنامه‌ريزان روبروست)

مقطع اسلام‌شناسي فوق‌تخصصي (نظريه‌پردازي) = اسلام‌شناس نظريه‌پرداز(با متخصصينِ اسلام‌شناس روبروست)

 تبیین بحث:

از آنجايي‌كه برنامه‌ريزي‌ها براساس نيازها و اهداف صورت مي‌گيرد در تعريف مقطع عمومي نيز ابتدا بايد نياز موجود به علوم و معارف اسلام در سطح عمومي بررسي شود.

نياز موجود:

جامعه معاصر و آينده نياز به كسي دارد كه نگرش، قانون و فرهنگ اسلام رابداند و بتواند به آن عمل كند و به‌گونه‌اي منتقل كند كه عموم مردم كه سطح اطلاعات گسترده دارند و پرسش‌گر و مقايسه‌گر و نقاد هستند، به آن عمل كنند.[1] يعني از عموم طلاب كه در ديروز انتظار مي‌رفت بتوانند صِرفا انتقال دانش داشته باشند و بگويند تا مخاطب بشنود و بپذيرد، امروزه و فردا انتظار مي‌رود بتوانند با مخاطبي با خصوصيات پرسش‌گري و مقايسه‌گري و نقادي طوري رفتار كنند كه با علاقه به اسلام عمل كند پس:

اسلام‌شناس عمومي كسي است كه داراي شاخص‌هاي زير است:[2] 

  1. نگرش، قانون و فرهنگ اسلام را در امور مختلف زندگي مي‌داند و مي‌تواند دانش خود را به‌گونه‌اي ارائه دهد (هم شفاهي و هم مكتوب) كه:

 ‌أ. مخاطب بتواند مفاهيم و مطالب را تصور كند

‌ب. منطقي‌بودن آن را احساس كند

‌ج. برتري آن بر موارد مشابه را لمس نمايد

‌د. (فراگير) بتواند چرايي مطلب را ارائه كند

‌ه. بتواند در برابر نقدها پاسخ‌گوباشد

‌و. بتواند به سوالِ «براساس چه دليل و مدركي اين مطلب را به اسلام نسبت مي‌دهيد؟» با استناد به نظرات اسلام‌شناسان كه بايد مقبوليت نسبي عمومي آنها را اثبات كند، پاسخ بگويد.

  1. بتواند متون دست‌اول اسلام را براي مخاطب عصر خود، به‌گونه‌اي ترجمه كند كه مخاطب احساس كند در فضاي متن قرار گرفته است و بتواند مقصود و مراد گوينده را با استناد به منابع تخصصي توضيح دهد.
  2. اخلاق حرفه‌اي مربوط به عالم ديني را مي‌شناسد و رعايت مي‌كند.
  3. پيش‌نيازهاي علمي و مهارتي لازم براي ورود به مقطع تخصصي را احراز كرده است. 

براساس نياز و شاخص‌هاي فوق اهداف مقطع عمومي به شرح زير پيشنهاد مي‌شود:[3]

اهداف مقطع تحصيلي اسلام‌شناسي عمومي در حوزه‌هاي علميه: (تا انتهای پایه ده)

 اين اهداف در سه گونه واحد آموزشي توزيع مي‌شوند:[4]

  1. اهداف واحدهاي آموزشيِ زبان‌داني
  2. اهداف واحدهاي آموزشيِ روش‌شناسي
  3. اهداف واحدهاي آموزشيِ دين‌شناسي

 ‌ أ. اهداف واحدهاي آموزشيِ دست‌يابيبه كليّت و منابع دين

‌ب. اهداف واحدهاي آموزشيِ دست‌يابي به نگرش و عقائد دين

‌ج.  اهداف واحدهاي آموزشيِ دست‌يابي به قانون دين

‌د.   اهداف واحدهاي آموزشيِ دست‌يابيبه فرهنگ و اخلاق دين


[1] يعني وضعيت عمومي به‌گونه‌اي است كه صِرف انتقال دانش موجب پذيرش وتغيير رفتار نمي‌شود و نياز به بازسازي دانش در مخاطب وجود دارد.

[2] مقايسه اين شاخص‌ها با وضعيت موجود در حوزه،‌ تحول‌آفريني منطقي و عمل‌گرا را نشان خواهد داد.

[3] به دليل وظيفه انذار و ابلاغي كه علاوه بر تفقه بر عهدة طلاب است، دراغلب اهداف، توانايي ايجاد اثري در يك مخاطب مورد لحاظ قرار گرفته است. اين مخاطب اعم ازخودِ فرد يا فرد ديگر يا يك گروه است.

[4] در كليه اين واحدها، اهدافي مانند آشنايي با هويت آن علم، تاريخچه و تحولات، ساختار، مباني و اصول موضوعه، مسائل، منابع و شخصيت‌ها، اصطلاحات، آمادگي براي ارتقاء به سطح بالاتر...اهداف مشترك و عمومي است كه از ذكر آنها مگر در مواردخاص صرف‌نظر مي‌گردد. پس در تمام موارد بايد اهداف زير اضافه شوند:

· بتواند علم مورد نظر را در يك مقاله يا گفتگو طوري توصيف كند كه مخاطب رابطه آن با زندگيِ خود را حسّ كند و مشتاق پيگيري اطلاعات مربوط به آن شود و منابع مطالعاتي طلب كند و بتواند تمايز آن را از علوم مشابه توضيح دهد.

·  بتواند اصطلاح‌نامه براي علم مورد نظر تهيه كند.

·  بتواند منابع (اعم از شفاهي،‌ چاپي، الكترونيكي) وشخصيت‌هاي مطرح در اين علم را به‌گونه‌اي معرفي كند كه خصوصيت و تمايز آنها ازيكديگر بسته به نياز مخاطب مشخص گردد.

·   بتواند از نرم‌افزارهاي مرتبط با آن علم استفاده كند.

نتایج، آثار و لوازم پذیرش فرضیه: 

اهداف واحدهاي آموزشيِ زبان‌داني

(ادبيات عرب و ادبيات فارسي)

 هدف مركزي و حداقل لازم:

ايجاد مهارت انتقال پيام خداوند به مخاطب امروز

به‌گونه‌اي كه مخاطب بتواند علاوه بر تصور اوليه مفاهيم، غرض متكلم را احساس نمايد.

(مهارت ترجمه بلاغي قرآن و حديث)

شاخص اندازه‌گيري:

  • فراگير بايد بتواند نمونه ترجمه‌اي از قرآن بنويسيد به‌طوري كه خواننده پس از خواندن، ابراز كند گويا مستقيما مخاطب خداوند بوده است و معاني آيات را حسّ كرده است.

اهداف تكميلي درواحد آموزشيِ ادبيات عرب و ادبيات فارسي:

  1. بتواند متون علمي عربي قديم و جديد را با همراهي كتب لغت ترجمه كند و در صورت نقد شدن، از ترجمه خود دفاع علمي نمايد.
  2. بتواند براي تشخيص ريشه‌ها و وزن‌ها و تركيب‌ها و سياق‌هاي مشابه استدلال بياورد و تفاوت آنها را در ترجمه آشكار كند.
  3. جدول لغت‌معنيِ دقيق[1] از تمام ريشه‌هاي كلمات قرآن و ادعيه تهيه كند.
  4. بتواند مَثَل‌ها و تشبيه‌ها و استعاره‌ها و كنايه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه و ادعية رايج را براساس معادلات ادبي تحليل و تفسير كرده، معادل فارسي ملموس براي آنها عرضه نمايد.
  5. بتواند تحليل‌هاي ادبي در تفاسير[2] و مباحث فقهي را با مراجعه به منابع ادبي، ارزيابي كند.
  6. بتواند بررسي تطبيقي ميان سبك گفتاري و محتوايي قرآن و گفتارهاي بشريِ در موضوعات مشابه، انجام دهد و مخاطب را قادر به مقايسه و قضاوت نمايد.
  7. بتواند مقاله‌اي علمي در موضوعات علوم ديني را كه حاوي آيات و روايات و نصوص تاريخي، تفسيري، فقهي و اسامي اشخاص و اماكن، كتب و اشعار است در يك مجمع علمي بدون غلط و با لحن متناسب با معاني جملات به عربي و فارسي قرائت كند و در صورت ايرادِ نقد به درست‌خوانيِ او، بتواند با استناد به قواعد ادبي، عملكرد خود را اثبات كند.
  8. بتواند مقاله‌اي به زبان فارسي يا عربي حاوي موارد فوق را كه در چنين مجامعي قرائت مي‌شود بفهمد و به سوالاتي كه درباره آن مقاله مي‌شود پاسخ‌ بگويد.
  9. بتواند كتب اشعار، دائره‌المعارف‌ها و پايگاه‌هاي اطلاعاتي فارسي و عربي استفاده كند و به سوالاتي كه درباره آنها مي‌شود پاسخ بگويد.
  10. بتواند يادداشت‌هاي درسي، محتويات وبلاگ، تبادل‌هاي نوشتاري در اطاق‌هاي گفتگو و نامه‌هاي الكترونيكي را بدون غلط در دستور زبان و در املاء به فارسي و عربي بنويسد.
  11. بتواند در تبادل‌هاي گفتگويي در اطاق‌هاي گفتگو و در محاورات غيررسمي با افراد، نگرش، قانون و فرهنگ تشيع و شيعيان ايراني را به فارسي و عربي توصيف كند.
  12. در استفاده از كلمات فارسي هنگام صحبت يا كتابت و معادل‌گذاري هنگام ترجمه، از كلماتي استفاده كند كه بيشترين انس را با مخاطب و با ادبيات دين دارد. (برآيندي از تناسب با انس مخاطب و تناسب با كلمات و تعابير به‌كار رفته در منابع ديني عربي)
  13. بتواند اشعار را بخواند و بفهمد و از اشعار و ضرب‌المثل‌هاي فارسي و عربي در كلام و نوشتار خود استفاده كند.
  14. بتواند مقاله‌اي علمي در هر يك از موارد زير بنويسيد:

‌أ.         هويّت زبان و ادبيات

‌ب.    علم زبان‌شناسي

‌ج.      سبك‌ها و ساختارهاي زباني

‌د.        معجم‌شناسي و اعتبارسنجي آنها

‌ه.        دستور زبان

‌و.        دلالت

‌ز.        نشانه‌شناسي

‌ح.      معني‌شناسي

‌ط.      نقد ادبي

‌ي.      هويّت بلاغت

‌ك.     بلاغت و اعجاز قرآن

‌ل.       ويژگي‌ها و تمايزهاي زبان عربي

‌م.        هويت ترجمه و تئوري‌هاي ترجمه

‌ن.       نقد ترجمه متون ديني

‌س.    كتابشناسي ادبي

‌ع.       شخصيت‌شناسي ادبي

  1. بتواند براي محافل علمي و رسمي، نامه خطي با خط تحريري بنويسد به‌گونه‌اي كه رويت‌كنندة خطِ نامه احساس كند با فردي تحصيل‌كرده و منضبط مواجه است.

اهداف واحدهاي آموزشيِ روش‌شناسي

(روش تحصيل در حوزه، روش تحقيق در علوم انساني، منطق و معرفت‌شناسي) 

هدف مركزي و حداقل لازم: (به‌ترتيبِ واحدهاي فوق)

ايجاد مهارت يادگيري به‌گونه‌اي كه بتواند از اطلاعات در عمل استفاده كند.

دست‌يابي به مهارت كشف اطلاعات لازم براي حل‌مساله و ارائه آنها

ايجاد مهارت استدلال و نقد يك دستگاه فكري و اجزاء آن

شاخص اندازه‌گيري:

  • فراگير بايد بتواند براي تصميمات و رفتارهاي تحصيليِ خود استدلال آموزشي بياورد.
  • فراگير بايد بتواند در برابر هر مجهولي كه به او داده مي‌شود، نقشه و برنامه راه‌حل تهيه كند و اجرا نمايد.
  • فراگير بايد بتواند ادعاي خود را با استفاده از قالب‌هاي منطقي اثبات نمايد و مغالطات موجود در ادعاي رقيب را نشان دهد.

 اهداف تكميلي درواحد آموزشيِ روش تحصيل در حوزه و واحد آموزشي «روش تحقيق در علوم انساني»:

  1. بتواند هويت حوزه و طلبگي را (هم به‌صورت مكتوب و هم به‌صورت شفاهي) به‌گونه‌اي تبيين كند كه ضرورت و كارآمدي آن در دنياي معاصر براي مخاطبي كه پيش‌ذهنيت‌هاي غلط دارد ملموس شود.[3]
  2. فراگير بايد بتواند از انتخاب خود نسبت به طلبه‌شدن دفاع معقول نمايد.
  3. تحصيل در حوزه و قرار گرفتن در موقعيّت طالب علوم و معارف اسلام و انتخاب يك زندگي علمي، براي او از يك انتخاب اوليه به يك فرهنگ برتر تبديل شود.
  4. اهميّت حركت‌ آگاهانه و قدم به قدم براي تحصيل را لمس كند به‌طوري كه اقدام به‌ برنامه ريزي براي زندگي علمي ‌و عملي خود نمايد و در برنامه‌ريزي تحصيلي بتواند برنامه‌ كاربردي و درازمدت داشته باشد.
  5. بتواند ضرورت حركت‌ آگاهانه و قدم به قدم براساس نقشه علمي، براي تحقيق را اثبات كند به‌طوري كه مخاطب بتواند نسبت به محتواي مطالعاتي كه دارد اعتبارسنجي كند.[4]
  6. بتواند براساس فرآيند و روش انجام يك تحقيق علمي موجّه در زمينه علوم و معارف اسلام بازتوليد[5] علم كند.
  7. بتواند هندسه و شبكه بهم‌پيوسته علوم و معارف اسلام را به‌صورت يك دستگاه فكري و رشتة علمي تبيين كند به‌گونه‌اي كه مخاطب بتواند به سوالاتي كه راجع به موقعيت هر علم و محورهاي ارتباطي علوم با يكديگر و با زندگي معاصر مي‌شود پاسخ بگويد.
  8. بتوانيد در مسير تحصيل، مهارت‌هاي زير را به‌تدريج كسب كند و به كار ببرد:

1.       مهارت سوال‌پردازي و نيازشناسي

2.       مهارت تفكر و نفوذ به مساله و توليد اوليه اطلاعات (بدون مراجعه به منابع و اطلاعات موجود)

3.       مهارت كشف ذرات و معادلات بنيادين در هر علم و مساله‌اي

4.       مهارت جستجوي ارتباطات و متغيرهاي دروني و بيرونيِ موضوعات (مهارت نگرش شبكه‌اي)

5.       مهارت جستجوي منابع و اطلاعاتِ موجود در مورد موضوع و مساله

6.       مهارت مطالعه

7.       مهارت انتخاب و تصفيه اطلاعات براساس كارآمدي

8.       مهارت ثبت، طبقه‌بندي، ذخيره‌سازي و بازيابي اطلاعات

9.       مهارت مطالعات تطبيقي

10.    مهارت شبيه‌سازي عملياتي اطلاعات و مدل‌سازي

11.    مهارت آينده‌نگري و تصميم‌سازي

12.    مهارت مباحثه و گفتگوي علمي

13.    مهارت جذب و دريافت علم

14.    مهارت تدوين مكتوبات علمي

15.    مهارت توسعه افق‌هاي علمي

16.    مهارت مديريت زمان و برنامه‌ريزي

17.    مهارت بهبود مستمر

18.    مهارت عبوديت (با شاخص‌هاي مذكور در روايت عُنوان بصري) 

حداقلي قطعي:

بتواند سطح يادگيري خود را از فهم اوليه به فهم كاربردي ارتقاء بخشد.

و بتواند مقاله‌اي علمي براساس ضوابط يك تحقيق معيار بنويسيد.


اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ منطق و معرفت‌شناسي:

  1. ذهن و فكر و كيفيت توليد و تكثّر افكار را بشناسد و ضرورت تفكر خودآگاه و قدم‌به‌قدم را احساس كند.
  2. بتواند مفاهيم و تصورات خود و ديگران را به‌گونه‌اي بازسازي كند كه از تصور اجمالي و كلي خارج شده و منشاء تصميم و رفتار شوند.[6]
  3. «دستگاه فكري» را بشناسد و كيفيت پديد آمدن يك دستگاه فكري را بداند و بتواند با مهندسي معكوس به ذرات بنيادين آن برسد[7] و دستگاه را دوباره بازسازي نمايد.
  4. بتواند وجود پل و رابطة ميان ذهن و خارج از ذهن را ثابت كند و صدق دستگاه فكري مورد نظر خود را مستدل نمايد.
  5. توانايي تجزيه و تركيب گفتارهاي روزمره و بالخصوص آيات و روايات به قالب‌هاي منطقي را داشته باشد و مقدمات مخفي و غيرمذكور در آنها را آشكار سازد و بررسي نمايد.
  6. توانايي تشخيص و ارائه لوازم منطقي گفتارها و ادعاها را داشته باشد.
  7. بتواند رابطة منطق و ادبيات را در ضمن دستورزبان نشان دهد.
  8. بتواند رابطة منطق و قضاياي اعتباري را در ضمن امر و نهي‌ها و خوب و بدهاي روزانه نشان دهد و كيفيت توليد اعتباريات از حقايق را در قالب قياس‌هاي منطقي ارائه كند.
  9. بتواند در كوتاه‌ترين مسير، استدلال كند و استدلال‌هاي متفاوتي براي يك موضوع توليد نمايد.
  10. بتواند در هنگام مواجه با يك تفكر و ادعاي غلط، نَه فقط مخاطب را ساكت كند بلكه نسبت به اشتباه موجود در تفكرش اقناع نمايد.
  11. منطق جديد را بشناسد و بتواند علت پيدايش و وجوه تمايز آن با منطق قديم را توضيح دهد و قلمرو اعتبار منطق ارسطويي را در برابر نقدهاي منطق جديد مشخص كند.
  12. بتواند از منطق احتمالات و منطق فازي در تحليل گزاره‌ها و قضاياي روزمره استفاده كند. 

حداقلي قطعي:

بتواند گفتارها را به قالب‌هاي منطقي تبديل كند و برهان يا مغالطه را استخراج نمايد.


اهداف واحدهاي آموزشيِ دين‌شناسي

(كليّت و منابع دين[8] ، نگرش و عقائد دين ، قانون دين، فرهنگ و اخلاق دين) 

هدف مركزي و حداقل لازم: (به‌ترتيبِ واحدهاي فوق)

  1. بتواند دين به‌معني عام و دين اسلام به معني خاص و تشيع به معني اخص را با ارائه شواهد و مستندات[9] به‌گونه‌اي معرفي كند كه مخاطب در فضاي رقابت انديشه‌ها و برنامه‌ها، علاقه به ديندار شدن،[10] مسلمان شدن[11]، شيعه شدن[12] را ابراز كند و برنامه قدم‌به‌قدم براي عملياتي كردن اين علاقه را در دست داشته باشد.
  2. بتواند دستگاه فكري دين و نگرش دين نسبت به هستي و اجزاء آن را با استدلال عقلي[13] و با اثبات عقلانيتِ مستندات نقلي[14] طوري معرفي كند كه مخاطب بتواند كل هستي و موقعيت خود در آن و اهميت اين موقعيت‌سنجي را احساس كند.[15]
  3. و  4.   بتواند براي هر موضوعي در زندگي، در درون دستگاه[16] قانوني و فرهنگي دين، قانون دين[17] و فرهنگ دين[18] را با استفاده از گزاره‌هاي دين تبيين كند[19] و با استفاده از فتاوا مستند سازد و شيوه اجراي آن را به‌صورت قدم‌به‌قدم ارائه نمايد.

شاخص اندازه‌گيري:

فراگير بايد بتواند از عقيدة خود در برابر عقايد ديگر در يك جمع عمومي دفاع كند و حداقلِ نصف بعلاوة يك از هيئت‌منصفه، حقانيت او را اذعان كنند.

فراگير بايد كتابي با عنوانِ «اسلام چه مي‌گويد؟[20] دفتر اول: نگرش‌ها» براي مخاطبِ عام بنويسد كه هيئت داوران راي به صحت استناد مطالب به اسلام و راي به قابليت ايجاد «احساس عقلانيت وانسجام، احساس اجرايي بودن و احساس برتري اسلام بر موارد رقيب» بدهند.

فراگير بايد شاخص فوق را به صورت «دفتر دوم: قوانين» و «دفتر سوم: فرهنگ» نيز عملياتي سازد.

اهداف تكميلي درواحد آموزشيِ «دين‌شناسي و كلام جديد»:

  1. بتواند هويّت دين، اهداف دين، قلمرو دين، كاركرد دين را به‌گونه‌اي توصيف كند (هم شفاهي و هم كتبي) كه مخاطب با تصورِ آن، تصديق به ضرورت دين‌داري و مراجعه به دين در جوانب مختلف زندگي بنمايد.
  2. بتواند علت تكثّر اديان را تبيين كند و شاخص‌هاي يك دين صحيح و حق را طوري عرضه كند كه مخاطب بتواند براي تشخيص درستي و نادرستي نمونة مورد نظرش به‌كار ببرد.
  3. بتواند با ذكر شواهد و مثال‌ها، سبك گفتاري و خصوصيات زباني دين را در يك بررسي تطبيقي با سبك‌هاي گفتاريِ ديگر مقايسه كند و دستورالعمل اجرايي براي فهم اولية گزاره‌هاي دين و شرائط لازم براي فهم تحليلي آنها را ارائه دهد.
  4. بتواند جدولي تطبيقي از نگرش‌، قانون، فرهنگ‌ و كاركرد اديان و مذاهبِ جريان‌ساز در تاريخ بشر تهيه كند و در يك سمينار دانشجويي، نقاط ضعف و قوت هر كدام را ارائه نمايد و با استناد به نظر متخصصين، نگرش‌ها، قوانين و فرهنگ‌هاي رقيب اسلام و تشيع در زمان حال و آينده را عرضه نمايد.
  5. بتواند پاسخ شبهات داراي فراواني در سطح دانشجويي، اطاق‌هاي گفتگو و وبلاگ‌ها را به‌گونه‌اي بيان كند كه مخاطب نَه فقط ساكت بلكه قانع شود و تصحيح نگرشي براي او صورت پذيرد.
  6. بتواند راجع به مطالبي كه در مباحث دين‌شناسي عرضه مي‌كند، منابع اطلاعاتي (اعم از چاپي، شفاهي[21]، الكترونيكي[22] و شخصيت‌هاي علمي[23]) معرفي كند و اعتبارسنجي نمايد.

 حداقلي قطعي:

بتواند دين را به‌گونه‌اي معرفي كند كه مخاطب علاقمند به بررسي آن شود.


اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ «علوم قرآني و تفسير»: (از واحدهاي منبع‌شناختي)

  1. بتواند در يك چكيدة توصيفي (شفاهي و كتبي)، كل قرآن و تك‌تك سوره‌ها را معرفي كند به‌طوري كه حداقل پاسخ به سوالات زير باشد:

‌أ.         اين سوره پاسخ به چه سوالاتي است؟

‌ب.    هدف اصلي اين سوره چيست؟

‌ج.      براي رسيدن به هدفِ فوق از چه نقطه‌اي آغاز شده است؟ و چه مراحلي طي شده است؟

‌د.        موقعيت اين سوره در كل قرآن چگونه است؟

‌ه.        تمايز اين سوره با سوره‌هاي مشابه چيست؟

‌و.        چگونه از اين سوره براي رشد در زندگي استفاده كنيم؟

  1. بتواند قرآن و خصوصياتش را با كتاب‌هاي اديان ديگر مقايسه كند به‌طوري كه مخاطب تصويري كه پيروان هر يك از اين كتب در ذهن دارند را حسّ كند و بتواند برتري قرآن را خود نتيجه بگيرد.
  2. بتواند اثبات كند قرآني كه در دست دارد، تحريف ندارد و همان وحي الهي به پيامبر اسلام است.
  3. بتواند خصوصيات گفتاري و زباني قرآن را به‌گونه‌اي تشريح كند كه مخاطب از سويي علاقه‌مند به مراجعه مستقيم و تدبر در آيات بشود[24] و از سوي ديگر خود را نيازمند مراجعه به تفسير و متخصص ببيند.[25]
  4. بتواند به سوالِ انتقاديِ «مطالب چندين قرن گذشته چگونه مي‌تواند زندگي پيچيدة امروز و فردا را مديريت كند؟» با ذكر شواهد و مستندات پاسخ بگويد.
  5. بتواند با استفاده از منابع تفسيري با سبك‌هاي مختلفِ روشمند و معتبر، معني آيات را از زواياي مختلف به‌دست آورد و به‌صورت يك جمع‌بنديِ داراي انسجام ارائه كند.
  6. بتواند براي سطوح و گرايش‌هاي مختلفِ مردم منابع تفسيري مناسب براي مطالعه معرفي كند و شيوه بهره‌برداري بهينه از آن تفسير را توضيح دهد.
  7. بتواند تفاوت ميان آيات مشابه در يك موضوع را توضيح دهد به‌گونه‌اي كه مخاطب دو تصوير متفاوت در ذهن خود ترسيم نمايد.
  8. بتواند پاسخ شبهات داراي فراواني در سطح دانشجويي، اطاق‌هاي گفتگو و وبلاگ‌ها را به‌گونه‌اي بيان كند كه مخاطب نَه فقط ساكت بلكه قانع شود و تصحيح نگرشي براي او صورت پذيرد.[26]
  9. منشور راهبردي ايجاد تمدن اسلام را براساس آيات قرآن تدوين كند.
  10. بتواند براي فهرستي از موضوعاتِ مبتلابه در زندگي، حداقل يك آيه را از حفظ بخواند.
  11. بتواند به‌سرعت مجموعه‌هاي موضوعي از آيات را از قرآن بازيابي كند.
  12. بتواند از نرم‌افزارهاي قرآني براي مطالعات تطبيقي ميان آيات و ميان تفاسير استفاده نمايد.
  13. در قرائت روزانة قرآن، صحيح و حزين بخواند و به‌تدريج خود را مخاطب كلام الهي احساس نمايد و واسط زباني را حسّ نكند و در هر سال نسبت به سال قبل، تلقي و دريافت معنايي بيشتري نسبت به آيات در خود بيابد.
  14. با حسّي كه از آيات پيدا كرده است ، براي قرائت سور مختلف در نمازهاي يوميه اشتياق داشته باشد. 

حداقلي قطعي:

بتواند وقتي موضوعي مطرح مي‌شود، آيات راجع به آن موضوع را به‌سرعت بازيابي كند و

پيام خداوند در آن آيات را به‌گونه‌اي توضيح دهد كه مخاطب بتواند در زندگي به‌كار ببرد.


اهداف تكميلي[27] در واحد آموزشيِ «علوم حديث»:[28] (از واحدهاي منبع‌شناختي)

  1. بتواند در يك چكيدة توصيفي (شفاهي و كتبي)، فهرستي از كتب حديثي شيعه و عامّه را معرفي كند به‌طوري كه حداقل پاسخ به سوالات زير باشد:

‌أ.         كتاب به چه انگيزه‌اي به احاديث پرداخته است؟

‌ب.    ساختار طبقه‌‌بندي و دسته‌بندي احاديث در كتاب چگونه است؟

‌ج.      كيفيت نقل و مستندسازي احاديث در كتاب چگونه است؟ (ضريب اعتبار كتاب)

‌د.        خصوصيت مميزة كتاب از كتب مشابه چيست؟

‌ه.        چگونه مي‌توان از كتاب بيشترين بهره‌برداري را انجام داد؟

  1. بتواند سند يك روايت را پيدا كند و براساس نظر متخصصين اعتبارسنجي نمايد[29] يعني بتواند به سوالِ «سندِ اين حديث كجاست؟ و از كجا معلوم اعتبار داشته باشد؟» پاسخ روشمند و مصداقي بدهد به‌گونه‌اي كه سوال‌كننده اعتبار حديث را لمس كند.
  2. بتواند هنگام استفاده از يك حديثِ معتبر، براي انتقال حسّ اعتبارِ حديث به مخاطب، نكات شخصيت‌شناسانه از خصوصيات برخي راويانِ داراي فراواني در سند احاديث ذكر كند.
  3. بتواند هنگام عرضة حديث غيرمعتبر، نادرستيِ حديث را حدس بزند و سوالات حاوي قرائن لازم بر عدم اعتبار حديث را بر گويندة حديث عرضه كند.
  4. فهرستي از احاديثي كه به‌اجماع متخصصين، از اسرائيليات يا جعليات عامه هستند را بشناسد و بتواند عدم اعتبار آنها را با ذكر منبع به مخاطب منتقل كند.
  5. بتواند براي فهرستي از موضوعاتِ مبتلابه در زندگي، حداقل يك حديث را از حفظ بخواند.
  6. منشور راهبردي ايجاد تمدن اسلام را براساس روايات تدوين كند.
  7. بتواند به‌سرعت مجموعه‌هاي موضوعي از احاديث را از منابع بازيابي كند.
  8. بتواند وجه جمع فهرستي[30] از احاديث به‌ظاهر متخالف را ارائه دهد به‌گونه‌اي كه مخاطب اذعان به انسجام كند.
  9. بتواند تحليل و تفسير غريب‌الحديث[31] را طوري كه مخاطب انسجام و منطقي بودن آن را احساس كند ارائه دهد.[32]
  10. بتواند هنگام استناد به يك حديث براي ايجاد تغيير در رفتار مخاطب، به سوال انتقاديِ «از كجا معلوم مطلب اين حديث مربوط به زمان ما هم باشد و اختصاص به زمان صدور آن نداشته باشد؟!» پاسخ روشمند و به‌همراه شواهد بدهد به‌گونه‌اي كه مخاطب اذعان به كليّت و عمومي بودن حديث بنمايد و در به‌كار بردن سوال انتقاديِ مذكور براي موارد بعدي ترديد كند.
  11. بتواند از نسخه‌هاي خطي استفاده كند و به آنها استناد نمايد.
  12. سبك گفتاري و نوع كلمات و تركيب‌هاي به‌كار رفته در روايات را در موضوعات مختلف بشناسد به‌طوري‌كه بتواند فهرستي از كليدواژه‌هاي صحيح براي جستجو را به درخواست‌كنندة تحقيق و مطالعه، عرضه نمايد.
  13. بتواند روايات را به زبان زندگي معاصر ترجمه كند.[33]
  14. بتواند از نرم‌افزارهاي حديثي و رجالي خاصه و عامه استفاده كند به‌گونه‌اي كه در كوتاه‌ترين زمان، بيشترين اطلاعات مرتبط و كمترين اطلاعات ناخواسته بازيابي شوند.[34]

حداقلي قطعي:

بتواند احاديث معتبر براي انتقال نظر دين به مخاطب ارائه كند

به‌گونه‌اي كه مخاطب را براي ايجاد تغيير در زندگي فعال كند.


اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ «تاريخ و سيره»: (از واحدهاي منبع‌شناختي)

  1. بتواند راجع به موضوعات زير مقاله‌ علمي بنويسيد كه اين مفاهيم را توضيح داده و تاثير آنها بر نگرش به تاريخ را ارائه كرده باشد:

‌أ.         انسان‌شناسي شهري

‌ب.    جامعه‌شناسي و معادلات كلي آن

‌ج.      فرهنگ و تمدن

‌د.        سياست و معادلات حكومت‌داري

‌ه.        استعمار و شيوه‌هاي عملكرد آن

‌و.        روش‌هاي تاريخ‌نگاري

‌ز.        فلسفة جغرافيا

‌ح.      شيوه‌هاي تحليل و تفسير اسناد، اشياء و عكس‌هاي تاريخي

  1. بتواند تجزيه و تركيب[35] محتواهاي تاريخي را انجام دهد و ابزار تحليل محتوا را در مواد تاريخي به‌كار ببرد تا بتواند تفاوت تحليل‌هاي تاريخي انجام شده توسط متخصصين را تشخيص داده و تاثير اين تفاوت را در نتيجه‌گيري نهايي نشان دهد.[36]
  2. بتواند در برابر سوالِ انتقاديِ «با توجه به تحولات بسيار گسترده زندگي امروزه، مطالعات تاريخي كاربرد چنداني ندارد و بيشتر بايد به آينده پرداخت!!» با ذكر شواهد، تاثير عميق دست‌يابي به اسباب و علل و روند حوادثِ گذشته، در برنامه‌هاي امروز و آينده را نشان دهد.[37]
  3. بتواند در تفسير آيات و رواياتي كه مربوط به پيامبران، اقوام و ملل و تمدن‌هاي گذشته هستند، گزارش‌ها و مستندات تاريخي ارائه كند و يك جدول تطبيقي از خصوصيات و تمايزات آنها عرضه نمايد به‌گونه‌اي كه تصويري دقيق و شفاف از آيات و روايات مربوطه حاصل شود.[38]
  4. بتواند شخصيت و فرهنگ[39] هر يك از انبياء مذكور در قرآن و هر يك از معصومين[40] را در يك مقاله علمي معرفي كند و حداقل ده دقيقه در مورد هر يك از آنها سخن بگويد و كارنامة آنها را ارائه كند، به‌گونه‌اي كه مخاطب پس از استماع، نگرشي جديد و معادلاتي تازه براي تصميم‌گيري در خود احساس نمايد.
  5. بتواند فيلم‌هايي مانند فيلم «محمد رسول الله»، «موسي عليه‌السلام»، «امام علي عليه‌السلام» و ...كه در سراسر جهان راجع به تاريخ انبياء و امامان ساخته شده است را با ارائه شواهد و مستندات نقد كند.
  6. بتواند افكار و نگرش‌ها و گرايش‌هاي جريان‌ساز در طول تاريخ اسلام را در جدولي تطبيقي ارائه دهد و چگونگي تاثير آنها بر ايجاد حوادث را تشريح كند.
  7. بتواند هنگام نقل يك واقعه و حادثة معتبر، با توصيف شاخص‌هاي اعتبارسنجي شده در آن، حسّ معتبر بودنِ صحنه را به مخاطب منتقل كند. (بالخصوص در واقعه كربلا و شهادت هر يك از معصومين)
  8. بتواند هنگام نقل يك واقعه تاريخيِ غيرمعتبر، نادرستيِ نقل را حدس بزند و سوالات حاوي قرائن لازم بر واقعي نبودن مطلب را بر گوينده عرضه كند.
  9. بتواند نقل‌هاي غيرمعتبر قطعي در مراثي معصومين سلام‌الله‌عليهم را با مستندات عرضه كند به‌گونه‌اي كه مخاطب نسبت به تكرار در نقل آنها انصراف حاصل نمايد.
  10. بتواند علت اختلاف نقل‌هاي تاريخي را به‌گونه‌اي براي مخاطب توضيح دهد كه منطقي بودن آن را احساس كند و راه‌حل دست‌يابي به حداقل‌هاي قطعي از تاريخ را نيز به‌دست بياورد.
  11. بتواند حداقل پنج نمونه از تحريف‌هاي تاريخ توسط كفار، اهل كتاب، عامه در گذشته و حال، در كتب تاريخي و دائره‌المعارف‌ها را با مستندات ارائه كند.[41]
  12. بتواند براي فهرستي از موضوعاتِ مبتلابه در زندگي، حداقل يك صحنة تاريخي از زندگي انبياء و ائمه را از حفظ نقل كند.
  13. بتواند به‌سرعت قضايا و حوادث تاريخي را از منابع بازيابي كند.
  14. بتواند تقويم مواليد و وفيات و شهادت معصومين عليهم‌السلام و برخي شخصيت‌هاي مطرح تاريخ اديان و اسلام[42] را تنظيم نمايد تا بزرگداشت و توجه ساليانه به آنها انجام شود.
  15. بتواند تقويم تطبيقي درون جهان اسلام با بيرون جهان اسلام را تنظيم نمايد تا موقعيت مسلمين و كيفيت عملكرد رسول خدا و معصومين عليهم‌السلام با مقايسه با موقعيت كلان جهاني شفاف‌تر و دقيق‌تر قابل تصور و ترسيم باشد.[43]

حداقلي قطعي:

بتواند حقايق تاريخي را به‌گونه‌اي كشف كند كه براي ايجاد تغيير در آينده بهره‌برداري شود.


اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ «نگرش و عقائد دين»[44]: (از واحدهاي دين‌‌شناختي) 

ابتدا اهداف واحد آموزشي فلسفه، سپس كلام و سپس عرفان

  1. بتواند اثبات كند واقعيت‌هايي هستند. (خارج از خيال و توهم ما)
  2. بتواند اثبات كند اين واقعيت‌ها،‌ يك شبكه و دستگاه منسجم و يكپارچه وجودي را تشكيل داده‌اند و تصادفي و از هم‌گسسته نيستند.
  3. بتواند روابط[45] بين موجودات و ساختار كلان هستي را ترسيم كند و براي مدعيات خود استدلال بياورد.
  4. بتواند به‌سوالات هفت‌گانة چه هستيم؟ از كجا آمده‌ايم؟ چگونه آمده‌ايم؟ به كجا مي‌رويم؟ در كجا هستيم؟ با چه موجوداتي هستيم؟ چگونه حركت مي‌كنيم؟ پاسخ عقلاني بدهد.[46]
  5. بتواند وجود خدا و خصوصيات وجودي او را با برهان عقلي اثبات كند.[47]
  6. بتواند كيفيت ربط موجودات با خداوند را توضيح دهد و براي مدعاي خود استدلال بياورد.
  7. بتواند كيفيت خلقت جهان را توصيف كند و استدلال بياورد و با فرضيات فيزيك جديد مقايسه كند.
  8. بتواند تصوير فلسفي با استدلال از جهان مادي، ماده، فضا، زمان، نور، انرژي  ارائه دهد و با فرضيات فيزيك جديد مقايسه كند.
  9. بتواند توصيفي از جهان‌هاي ماوراء ماده ارائه دهد و بر آن استدلال بياورد و با توصيف‌هاي عرفاني (صادق و كاذب) مقايسه كند و اعتبارسنجي نمايد.
  10. بتواند حقيقت نفس و روح و ذهن و رابطة آنها با يكديگر و با بدن را با استدلال توصيف كند و با فرضيات روان‌شناسي و توصيف‌هاي عرفاني مقايسه كند.
  11. بتواند نگرش‌هاي مطرح در فلسفه اسلامي را در يك جدول تطبيقي عرضه كند و تاثير انواع نگرش‌ها به هستي و شبكه موجودات، در زندگي را به تصوير بكشد به‌‌گونه‌اي كه مخاطب اهميت دست‌يابي به نگرشي صحيح و جامع از هستي (داشتن اطلاعات فلسفيِ درست) را لمس كند.
  12. بتواند تاثير مباني فلسفي را در تعليم و تربيت، برنامه‌ريزي و مديريت، دين‌شناسي، تصميم‌گيري و معني زندگي، با شواهد و مستندات نشان دهد.
  13. مدعاي فلسفه‌هاي الحادي و فلسفه‌هاي شرقي و غربي را بشناسد و بتواند حداقل يك نقد نسبت به آنها ارائه كند.
  14. فهرستي از برهان‌هاي عقلي و استدلال‌هاي فلسفي به‌كار رفته در قرآن و روايات را در دست داشته باشد و بتواند تبيين‌هاي فلسفيِ متخصصين از اين آيات و روايات را تحليل و تشريح كند.[48] (مثلاً بيان‌هاي موجود در كتاب الميزان و كتاب بحارالانوار) [49]
  15. بتواند سخنراني‌ها و مقالات تخصصي فلسفي را درك كند و به سوالاتي كه در مورد محتواي آنها پرسيده مي‌شود پاسخ بدهد.

حداقلي قطعي:

بتواند نگرش دين نسبت به هستي و برتري اين نگرش بر موارد رقيب را با استدلال عقلي ارائه كند.

 اهداف تكميلي در كلام اسلامي:

  1. بتواند براي كليه اهداف مذكور در فلسفه، به‌جاي برهان عقلي،‌ استدلال نقلي بياورد. (مثلا بگويد: به‌ استناد آية...نگرش دين نسبت به كيفيت خلقت اين‌گونه است كه....)
  2.  جداول تطبيقي بين گزاره‌هاي دين و فرضيات ديگر نگرش‌ها تهيه كند.
  3. بتواند در صورت ايراد سوال يا نقد نسبت به معقول نبودنِ محتواي گزارة دين، عقلانيت محتوا را ثابت كند.
  4. بتواند دستگاه فكري دين را به‌صورت مجموعه‌اي از گزاره‌ها (آيات و روايات) به‌صورت يك شبكه منسجم در يك مقاله يا سخنراني علمي با شواهد و مستندات ارائه كند. (نگرش اسلام به هستي، انسان و زندگي چيست؟)
  5. بتواند فلسفة دين،‌ انسان‌شناسي، فلسفه جامعه‌شناسي،‌ فلسفه تاريخ، فلسفه زندگي، براساس نگرش اسلام را با ذكر مستندات ارائه دهد.
  6. بتواند ضرورت اختيارِ انسان و عدل الهي، ثواب و عقاب،‌نبوت، امامت و معاد را براساس برهان عقلي اثبات كند و گزاره‌هاي دينيِ نگرش‌ساز نسبت به اين موضوعات را تبيين كند به‌گونه‌اي كه منجر به تغيير تصميم و تغيير رفتار در مخاطب شود.
  7. نگرش‌ها و دستگاه‌هاي فكري رقيب[50] در زمان حال و آينده را در موضوعات فوق بشناسد و بتواند آنها را حداقل در يك مورد نقد كند.
  8. فهرستي از شبهات دينيِ مرتبط با نگرش‌ها كه داراي فراواني در جامعه و جهان هستند را تهيه كند و بتواند در يك مناظرة دانشجويي پاسخ اقناعي بدهد.
  9. بتواند با استفاده از منابع تخصصي،‌ عقلانيت موجود در تمام گزاره‌هاي دين (آيات، روايات صحيح، سيرة قطعيه معصوم) را استخراج كرده و طوري به مخاطب ارائه دهد كه منطقي بودن آن ملموس شود.
  10. بتواند شاخص‌هاي قابل تمايز براي اعتبارسنجي صحت ادعاي يك پيامبر و امام را به‌گونه‌اي به مخاطب معرفي كند كه او بتواند در صورت برخورد با يك مدعي، اعتبارسنجي عملي اوليه را انجام دهد. 

حداقلي قطعي:

بتواند دستگاه فكري دين را ترسيم كند و عقلانيت آن را اثبات نمايد.

اهداف تكميلي در عرفان اسلامي:

  1. بتواند اثبات كند[51] قلب مانند ذهن از منابع شناخت است و دستگاه ادراكي منسجمي دارد.[52]
  2. بتواند عدم كفايت ذهنيات و نياز انسان به شهود قلبي را تصوير و اثبات كند.
  3. بتواند كيفيت ربط مخلوقاتِ محدود با خالق نامحدود كيفيت حضور و عملكرد خداوند در هستي[53] را تبيين و اثبات نمايد.[54]
  4. بتواند كيفيت ربط نفس انسان با خداوند را تبيين و اثبات نمايد.
  5. مراحل و عوالم فيما بين نفس انسان و خداوند[55] را توصيف كند و براي مدعاي خود استدلال بياورد.
  6. بتواند خصوصيات شهود، واردات و خواطر صادق را در هر مرحله توصيف، مستدل و تطبيق كند.[56]
  7. بتواند كيفيت عبور از هر مرحله و ارتقاء به عالم برتر را توصيف، مستدل و تطبيق نمايد.
  8. بتواند شهودهاي كاذب و خلاف را حدس بزند و با ارائه شواهد و معيارها، عدم اعتبار آن را اثبات نمايد.
  9. براي هر يك از موارد فوق، مدعاي نگرش‌هاي رايج و رقيب را بشناسد و بتواند در يك جدول تطبيقي با نگرش عرفان اسلام، به قضاوت مخاطب بگذارد.
  10. تحليل‌هاي عرفاني در تفسير آيات و روايات مرتبط با موضوعات عرفان[57]، را بفهمد و اعتبارسنجي كند.
  11. بتواند از اشعار با مضامين عرفاني در ادبيات فارسي و عربي براي انذار و تبليغ، وعظ و خطابه استفاده  كند و محتواي اين اشعار را براي مخاطب توضيح دهد.
  12. بتواند «انسان كامل» و «ولي‌الله» را براساس نگرش اسلام، توصيف كند به‌گونه‌اي كه مخاطب احساس كند با بشري زميني كه محتويات قلبي ملكوتي دارد روبروست و تصوري «قابل برقراري ارتباط» از او حاصل كند و بتواند اثبات كند وجود انسان كامل براي هستي ضروري است و توضيح دهد كه انسان كامل چگونه در مديريت هستي نقش دارد؟
  13. بتواند راهبردهاي حركت به‌سوي اين كمال را توصيف، مستدل و تطبيق كند.[58]
  14. عرفان‌هاي كاذب و ناقصِ داراي طرفداران قابل توجه[59] را بشناسد و بتواند در يك جدول تطبيقي به قضاوت مخاطب بگذارد و بتواند حداقل يك نقد بر آنها وارد سازد.

حداقلي قطعي:

بتواند امكان رسيدن به شهود خداوند، كيفيت اين شهود و مراحل آن را تبيين كند.

اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ «قانون دين»: (فقه، قواعد فقه و اصول‌فقه)

  1. فلسفة فقه و فلسفة حقوق را به‌گونه‌اي بشناسد كه بتواند فقه اسلام را در يك دستگاه و نظام حقوقي[60] براساس معادلات عقلاني تبيين كند و در يك جدول تطبيقي با دستگاه‌هاي حقوقي ديگر مقايسه نمايد.
  2. بتواند فهرستي از قواعد پايه و مبناييِ دستگاه حقوقي اسلام تهيه كند و موقعيت هر يك را در دستگاه حقوقي اسلام توضيح دهد به‌گونه‌اي كه كاربرد قاعده در تصميمات و رفتارهاي حقوقي براي مخاطب ملموس شود.
  3. بتواند طبقه‌بندي و دسته‌بندي‌هاي متفاوت در ساختار فقه را در يك جدول تطبيقي ارائه دهد و تفاوت عملكرد و تاثير هر يك را با شواهد و مستندات عرضه كند.
  4. بتواند شبكه كلان زندگي، تمدن، حكومت و زيرسيستم‌هاي آن را به تصوير بكشد و نيازمندي‌هاي هر قسمت به قوانين و مقررات را توضيح دهد به‌گونه‌اي كه مخاطب فهرستي طبقه‌بندي‌شده از نيازهاي بشري را به‌دست آورد.
  5. بتواند عناوين و موضوعات فقهي را با مسائل و مشكلات امروز زندگي مرتبط كرده، ترجمة مناسب از هر يك از عناوين فقهي ارائه نمايد.[61]
  6. بتواند عملكرد يك مجموعة بهم‌پيوستة هدف‌دار (يك سيستم) را تحليل كند و اجزاء، روابط، هدف، نقطه شروع و حداقل، نقاط بحران، نقطه تعادل، خروجي، كيفيت برقراري روابط و تغيير روابط را توصيف كند و بتواند اين تحليل را بر موضوعات فقهي تطبيق نمايد.
  7. بتواند موضوعات فقهي را از جهت موضوع‌شناسي با مراجعه به منابع مربوطه توصيف كند[62] به‌گونه‌اي كه متخصصين هر موضوع اين توصيف را معتبر بدانند.
  8. بتواند اثبات كند گزاره‌هاي دين معني‌دار است و براساس قواعد تفاهم عرفي، داراي ظهور و قابل برداشتِ مقصود است.
  9. بتواند اثبات كند ظهور هر گزارة ديني در شبكة گزاره‌هاي دين[63] معني‌دار مي‌شود و به‌تنهايي قابل استناد نيست.
  10. بتواند قواعد و روش كشف مقصود قانون‌گذار (تفسير متن) را در متون قانوني به‌كار ببرد[64] و در يك بررسي تطبيقي با عملكرد متخصص، تحليل خود را بازسازي كند.
  11. از نظريات مطرح در قواعد و روش‌هاي تفسير متن كه رقيب محسوب مي‌شوند[65] مطلع باشد و بتواند حداقل در يك مورد آن را نقد كند.
  12. روند و كيفيت توليد يك قانون و قواعد قانون‌گذاري[66] را بشناسد به‌گونه‌اي كه در موارد عدم قابليت استفاده از نص، بتواند مراحل پديد آمدن قانون جديد را براي مخاطب تشريح كند تا معقوليت و انسجام دستگاه قانوني اسلام ملموس شود.
  13. بتواند فهرستي از «احساس تعارض»‌ها ميان برخي گزاره‌هاي دين در موضوعات مختلف تهيه كند و قواعد و روش حل اين «احساس تعارض»ها را به‌كار ببرد به‌گونه‌اي كه مخاطب تفاوت موقعيت‌ها و تفاوت رتبه‌ها را در قانون‌گذاري، ابلاغ و اجراي قانون لمس كند.
  14. بتواند آيات‌الاحكام راجع به هر موضوع را از قرآن استخراج كند و با مراجعه به منابع تفسيري و فقهي،‌ شرحي بر هر يك از اين آيات بنويسد و مصاديق آن در زمان حاضر را مستندا به منابع توصيف نمايد.
  15. مجموعه‌اي از احاديث مبنايي كه حامل قواعد هر باب هستند را تهيه كند و شرحي براي هر كدام ارائه نمايد.
  16. مجموعه‌اي از حداقل‌هاي[67] قطعي قانوني در هر باب را تهيه كند و برنامه دست‌يابي فردي و اجتماعي و جهاني به اين حداقل‌ها را به‌صورت قدم‌به‌قدم عرضه نمايد.
  17. مجموعه‌اي از راه‌حل‌ها را براي مشكلاتي[68] كه در مسير تحقق حداقل‌هاي قانوني پديد مي‌آيد تهيه كند و كيفيت استفاده از آنها را براي تصحيح مسير يا بازسازي موضوع، به‌صورت قدم‌به‌قدم ارائه نمايد.
  18. بتواند حالات مختلفي را كه ممكن است براي افراد در ارتباط با يك موضوع مشخص پديد آيد فهرست نمايد. (حدس زدن فروعات) و حكم هر حالت را با مراجعه به نظر متخصص به‌گونه‌اي توضيح دهد كه مخاطب بتواند قدم‌به‌قدم اجرا كند.[69]
  19. بايد بتواند متن رساله‌ها را به زبان مخاطب (از بيسواد تا متخصص) ترجمه كند به‌گونه‌اي كه او بداند قدم‌به‌قدم چه بايد بكند و نسبت به برخي ابهامات و استغراب‌ها، از جهت عقلاني توجيه شود.[70]
  20. بتواند در توضيح مسائل شرعيِ محوري و كلان در هر باب،‌ به آيات و روايات استناد كند و ايجاد حسّ مخاطب قرار گرفتنِ مستقيم براي افراد و حسّ مستحكم بودن فتاوا، انگيزة آنها در انجام دستورات شرعي را تقويت نمايد.
  21. بتواند قدر مشترك و متيقن از رساله‌هاي مطرح در جامعه را استخراج كند و تكليف قطعي به سوال‌كنندگانِ مختلف با مراجع مختلف، عرضه نمايد و علت اختلاف فتاوي را براي مخاطب توضيح دهد.
  22. بتواند متون،‌ مقالات و گفتگوهاي تخصصي فقهي را كه حاوي استدلال است بفهمد و در صورت مواجه شدن با درخواست مستند يك فتوا، مستندات و استدلالِ فتواي مورد نظر را با مراجعه به منابع مربوطه استخراج كند و براي مخاطب توضيح دهد.
  23. بتواند روش قدم‌به‌قدمِ يك استنباط و اجتهاد را براي مخاطب شبيه‌سازي كند تا تصويري صحيح از اجتهاد در ذهن مخاطبِ با پيش‌فرض‌هاي غلط، ايجاد شود،[71]و منشاء تفاوت استنباط‌ها و اجتهادها را مشاهده كند.
  24. بتواند از متون حقوقي استفاده كند و در يك جدول تطبيقي با احكام شرعي مقايسه نمايد.
  25. بتواند در امور حقوقي(خانوادگي و مالي)مشاوره بدهد، قرارداد تنظيم كند، حل اختلاف نمايد، محاسبة خمس و زكات، ارث و ديه را انجام دهد، معاملات رايج در بازار خُرد عمومي و بازارهاي خُرد خاص (مانند بورس) و بازارهاي كلان[72] را اعتبارسنجي كند.
  26. بتواند قوانين اديان و ملت‌هاي ديگر و قوانين مذاهب ديگرِ اسلامي را به‌دست آورد و در يك جدول تطبيقي با قانون اسلامِ شيعي مقايسه كند.
  27. بتواند به سوالات و نقدهايي مانند موارد زير با ارائه مستندات و شواهد پاسخ بدهد:

‌أ.         حقوق بشر بايد ملاك نظام‌هاي حقوقي قرار گيرد.

‌ب.    آيا قوانين مربوط به دهها قرن قبل قدرت تنظيم امور پيچيدة امروز را دارند؟

‌ج.      احكام بايد با شرايط زمان و مكان منطبق شوند و اين حكم بايد تغيير كند.

‌د.        مديريت علمي مي‌تواند جامعه را اداره كند و مديريت فقهي مربوط به امور شخصي است.

‌ه.        احكامي مانند ارتداد، قصاص، قيموميت مرد، حجاب، ارث و ديه زن معقول و عادلانه نيست.

‌و.        آيا اسلام مدلي براي توسعه دارد؟

‌ز.        آيا با دستگاه قانوني و فرهنگي اسلام مي‌توان تمدني رقيب تمدن غرب ساخت؟ 

حداقلي قطعي:

بتواند دستگاه قانوني اسلام را تبيين كند و

قوانين خاص در هر موضوعي را از منابع فتوايي استخراج نمايد و

برتري و كارآمدي اين قوانين را بر قوانين رقيب، عقلا اثبات كند.

اهداف تكميلي در واحد آموزشيِ «فرهنگِ دين»: (فرهنگ و اخلاق اسلامي)

  1. فلسفة اخلاق را به‌گونه‌اي بشناسد كه بتواند فرهنگ و اخلاق اسلام را در يك دستگاه و نظام رفتاري براساس معادلات عقلاني تبيين كند و در يك جدول تطبيقي با نظام‌هاي فرهنگي و اخلاقيِ ديگر مقايسه نمايد.
  2. بتواند فهرستي از قواعد پايه و مبناييِ دستگاه اخلاقي اسلام را تهيه كند و موقعيت هر يك را در اين دستگاه توضيح دهد به‌گونه‌اي كه كاربرد قاعده در تصميمات و رفتارها براي مخاطب ملموس شود.
  3. بتواند شبكه كلان زندگي، تمدن، حكومت و زيرسيستم‌هاي آن را به تصوير بكشد و نيازمندي‌هاي هر قسمت به فرهنگ و اخلاق خاصِ‌ خود را توضيح دهد به‌گونه‌اي كه مخاطب فهرستي طبقه‌بندي‌شده از نيازهاي فرهنگي و اخلاقي بشري را به‌دست آورد.
  4. بتواند عناوين و موضوعات فرهنگي و اخلاقي را با مسائل و مشكلات امروز زندگي مرتبط كرده، ترجمة مناسب از هر يك از عناوين اخلاقي ارائه نمايد.[73]
  5. بتواند موضوعات فرهنگي و اخلاقي را از جهت موضوع‌شناسي با مراجعه به منابع مربوطه توصيف كند[74] به‌گونه‌اي كه متخصصين هر موضوع اين توصيف را معتبر بدانند.
  6. كيفيت توليد و پيدايش «بايدها و نبايدها»، «خوب و بد» را بشناسد و بتواند آن را به‌گونه‌اي به مخاطب نشان دهد كه پشت‌صحنه‌هاي تصميمات و رفتارهاي او برايش آشكار شده، به دنبال تغيير در نگرش[75] و رفتار برآيد.
  7. بتواند نظريات مختلف در مورد «سعادت»، «كمال»، «عدالت» و «ايمان» را در يك جدول تطبيقي ارائه كند به‌گونه‌اي كه اين مفاهيم از مفهومي اجمالي براي مخاطب به مفاهيمي داراي شاخص قابل‌اندازه‌گيري تبديل شود.
  8. مدعيات روان‌شناسي رشد و روان‌شناسي تربيتي[76] را بشناسد[77] و بتواند در يك جدول تطبيقي با نظرات اسلام[78] مقايسه كند.
  9. مدعيات جامعه‌شناسي[79] را بشناسد و بتواند در يك جدول تطبيقي با نظرات اسلام مقايسه كند.
  10. بتواند مكاتب مختلف اخلاقي را در يك جدول تطبيقي با مكتب اخلاقي اسلام مقايسه كند و مخاطب را براي حكم به برتري آن به قضاوت بكشاند.
  11. بتواند راجع به فرهنگ و مهندسي فرهنگي و ابزارهاي فعال[80] مثبت و منفي در اين مورد مقاله‌اي علمي ارائه كند.
  12. بتواند رابطة نگرش‌ها، قوانين و فرهنگ‌ها را به‌صورت معادلات راهبردي ارائه نمايد و نقش ذهن، خواطر، گرايش‌ها و تمايلات و دريافت‌هاي قلبي در تغيير رفتارها را تبيين كند و برنامه عملياتي براي بهينه‌سازي آنها عرضه نمايد.
  13. بتواند نگرش خود به اخلاق را از «دستوراتي براي تغيير رفتارهاي فردي» به «معادلات مهندسي فرهنگي جامعه» ارتقاء بخشد به‌گونه‌اي كه در جلسات مشاورة فرهنگي براي مجموعه‌ها و سازمان‌ها، احكام اخلاقي اسلام را با زبان مهندسي فرهنگي و برنامة راهبردي براي تحقق آن ارائه نمايد.
  14. بتواند فهرستي از نقاط تعارض و تزاحم‌ مسائل اخلاقي تهيه كند و راه‌حل آنها را ارائه نمايد به‌گونه‌اي كه مخاطب هنگام مواجه با اين موارد، بتواند تصميم صحيح بگيرد و رفتار درست را بروز دهد.
  15. بتواند رفتارها و تصميمات شخصيت‌هاي مرجع و الگو (اعم از معصومين، علماء و بزرگان) و وقايع و داستان‌هاي اخلاقي را براي دست‌يابي به ملاكِ تصميم و رفتار، تحليل كند و با شواهد و مستندات طوري به مخاطب ارائه نمايد ‌كه موجب فعال‌سازي او براي ايجاد تغيير در رفتار شود.
  16. بتواند صفات اخلاقي مثبت و منفي را به‌گونه‌اي تبيين كند كه مخاطب در عمل بتواند تشخيص دهد و اندازه‌گيري كند و برنامة قدم‌به‌قدم براي تقويت يا اصلاح آن در دست داشته باشد.
  17. مدعيات دوره‌ها و كلاس‌هاي موفقيت، ان‌.ال.پي، آرامش و تمركز ذهن، يوگا، و ... را بشناسد و بتواند در يك جدول تطبيقي با نظرات اسلام، برتري مدل اسلام را به قضاوت مخاطب بگذارد و برنامه عملياتي براي اجراي مدل اسلام به مخاطب عرضه كند.
  18. مهارت‌هاي زندگي[81] را بشناسد و بتواند براساس اخلاق و فرهنگ اسلام، دستورالعمل‌هاي قدم‌به‌قدم براي تحقق اين مهارت‌ها ارائه نمايد.
  19. بتواند براي هر موضوع اخلاقي و فرهنگي، حداقل يك آيه يا روايت ارائه كند.
  20. بتواند شيوه‌هاي تربيتي اخلاقي مختلف را در يك جدول تطبيقي ارائه دهد و تفاوت شيوة تربيتي عرفان با شيوة تربيتي اخلاق را با شواهد و مستندات نشان دهد.
  21. كيفيت عملياتي كردن دستورات اخلاقي را در كارگاه عمليِ تمريني[82] و كارگاه مديريت فرهنگي، تمرين كرده باشد.
  22. حداقل شاخص‌هاي رفتاري سه‌گانة «تواضع، تميزي و‌ نظم» را در خود تبديل به عادت كرده باشد. 

حداقلي قطعي:

بتواند فرهنگ اسلام را در موضوعات و جوانب مختلف زندگي با فرهنگ‌هاي رقيب مقايسه كند.


چشم‌انداز فراگيراني كه در انتهاي مقطع اسلام‌شناسي عمومي اين مهارت‌ها را يافته‌اند اين‌گونه است:

(ناظر بيروني به وضعيت عمومي طلاب، آنها را اين‌گونه توصيف خواهد كرد):

ما با افرادي روبرو شديم كه هر كدام داراي كتابخانه‌‌اي كوچك ولي علمي بودند، منابع دست‌اول، منابع مرجع اعم از كتاب، مقاله، لوح‌فشرده، نوار صوتي در يك طبقه‌بندي منظم كه به‌سرعت براي بيننده قابل تشخيص بود قرار داشتند، در هر زمينة علمي مرتبط با رشته اسلام‌شناسي، منبعي قابل توجه وجود داشت.

هر كدام از اين افراد رايانه‌اي داشتند كه به‌جاي موسيقي، عكس و فيلم،‌ حاوي يادداشت‌ها و اطلاعات الكترونيكي ديگر بود كه دقيق اسم‌گذاري شده و دقيق آدرس‌دهي شده بودند. هر كليدواژة مرتبط با علوم و معارف اسلام و علوم انساني را كه در قسمت جستجو وارد مي‌كرديد، نتيجه‌اي بازيابي مي‌شد. اطلاعات صِرفا به خاطر جالب بودن گردآوري نشده بودند بلكه براي هر يك كاربردي ملاحظه شده بود.

هر يك از طلاب، هنگام مواجه با سوال و مساله‌اي، بلافاصله به سراغ منابع وكتاب‌ها نمي‌رود بلكه كاغذي به دست گرفته و شروع به تفكري مرحله‌به‌مرحله براي حل‌مساله مي‌نمايد و سعي مي‌كند تا پاسخي اوليه را براي مطلب توليد كند. سپس براي بررسي وارزيابي پاسخ توليد شده، به سراغ منابع مي‌رود، ولي نه به‌صورت كور و بدون برنامه،بلكه با تعريف كليدواژ‌هاي تركيبي براي جستجو، در كمترين زمان بيشترين نتايج مرتبط را هم در ميان كتاب‌ها هم مقالات و هم منابع الكترونيكي، منابع ديداري و شنيداري،منابع خطي، شخصيت‌هاي علمي مرتبط، مراكز علمي مرتبط، و در ميان كتاب‌ها و يادداشت‌هاو فايل‌هاي شخصيِ خودش بازيابي مي‌كند، اعتبارسنجي كرده، دسته‌بندي مي‌كند و در يك ساختار منطقيِ علمي و تاليفي به‌صورت يك نوشته يا سخنراني ارائه مي‌نمايد.

ما طلابي را ديديم كه حوصله و اشتياق مطالعه داشتند و با خواندن چند صفحه ازيك كتاب خسته و بي‌حوصله نمي‌شدند و گاه ساعت‌ها مطالعه مي‌كردند، فكر مي‌كردند،يادداشت‌ برمي‌داشتند، كتاب‌ها را با هم مقايسه مي‌كردند و سرانجام مي‌توانستند نتيجه مطالعات خود را به دقت توضيح دهند.

هنگامي كه طلاب در يك درس يا سخنراني علمي شركت مي‌كردند، دقيقا مي‌دانستند كه اين درس يا سخنراني، چه اثر و كاربردي دارد و چگونه بايد از آن در زندگي استفاده كرد. طلاب در درس‌ها فقط شنونده نبودند بلكه فعاليت اصلي درس را كه يافتن پاسخ مساله و حل مشكلي بود با هدايت استاد به‌عهده داشتند.

تمام طلاب داراي برنامه‌ريزي درازمدت بودند و افق‌هاي 20، 30 و 50 ساله برايخود داشتند و مرحله‌به‌مرحله نشاط و انگيزه ادامه راه در آنها بيشتر ديده مي‌شد.

گفتگوي علمي با اين طلاب واقعا مهيج بود، مطالب تو را به دقت گوش مي‌دادند،سپس به زبان قالب‌هاي منطقي در مي‌آوردند اشكال و حفرة موجود در تفكرت را با قاعده و مثال‌هاي ملموس نشان مي‌دادند. و هنگامي كه خود استدلال مي‌كردند برهان و دليل را قدم‌به‌قدم به‌گونه‌اي شفاف بيان مي‌كردند كه جاي هيچ گفتگوي ديگري باقي نمي‌ماند.

در هر موضوعي كه درخواست تحقيق مي‌شد، طرح‌نامه تحقيقيِ منسجم و كاربردي‌اي راتنظيم مي‌كردند و بر اساس برنامه همان طرح، نتايج را ارائه مي‌نمودند.

واقعا جالب بود كه در هر گفتگويي،‌ وقتي نظر اسلام را راجع به موضوعي قديمي ياجديد مي‌پرسيديم، بلافاصله آيه‌اي از قرآن را مي‌خواندند و آن را از روي قرآني كه در جيب داشتند نشان مي‌دادند و مقصود آيه و تطبيق آن بر موضوع را با استناد به تفاسير توضيح مي‌دادند. همين كار را با احاديث نيز انجام مي‌دادند و چنان آيات واحاديث را ترجمه مي‌كردند كه گويا آيات و روايات همين امروز نازل شده است و مامستقيما مخاطب خداوند و پيامبر هستيم..

جالب‌تر اينكه ابتدا جايگاه موضوع را در شبكه موضوعات و مسائل توصيف مي‌كردند به‌گونه‌اي كه خودِ ما تصويرمان از موضوع دچار تغيير و ارتقاء مي‌شد،‌ سپس نظراسلام راجع به موضوع را ارائه مي‌كردند. فضاي زندگي شهري،‌ كشوري و جهاني و نظرات ديگري كه در فضاي علمي و اجتماعي رواج داشتند و رقيب نظر اسلام محسوب مي‌شدند را خوب مي‌شناختند و جداول مقايسه‌هاي تطبيقي از آنها را رسم مي‌كردند و بدون اينكه خودشان ادعا كنند كه نظر اسلام برتر و بهتر است با ديدن جداول تطبيقي، مجبور بودي به برتري نظر اسلام اعتراف كني!

هر كدام از آنها كتابي سه جلدي با عنوانِ «اسلام چه مي‌گويد؟» دارند كه تاليف خودشان است، در دفتر اول،‌ نگرش‌ها و عقائد اسلام ارائه شده ، در دفتر دوم، قوانين اسلام و در دفتر سوم فرهنگ و اخلاق اسلام.

در تمام اين دفترها، نظر اسلام با ارائه آيات و روايات،‌ مستند شده و سپس عقلانيت موجود در آنها با برهان ارائه شده و در نهايت با نظرات رقيب مقايسه شده استو در هر قسمت راهكارهاي اجرايي براي تغيير از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب عرضه شده است. اين افراد واقعا آينده‌ساز و از زمان جلوتر هستند و توانايي اين افراد براي كاربردي كردن معارف دين در زندگي بسيار است.

مراجعه‌كنندگان مختلفي را مي‌ديديم كه هر يك با خواسته‌اي مي‌آمدند و بادستورالعملي قدم‌به‌قدم براي حل مشكل بازمي‌گشتند، يك نفر مشاوره تحصيلي داشت، نفرديگر تنظيم قرارداد اجاره‌اي را طلب مي‌كرد، ديگري حل بحران رفتاري موجود درخانواده‌اش را متقاضي بود، فردي برنامة فرهنگي براي سازمان خود مطالبه مي‌كرد،طالب‌حقيقتي به دنبال حركت در مسير شهود الهي بود و راهنمايي‌هاي اوليه را درخواست مي‌كرد و ...

وقتي به وضعيت زندگي و رفتاري خودشان نيز توجه مي‌كرديم، مهارت خوبي در اجراي گفته‌هايشان مشاهده مي‌شد و در يك جمله مي‌توان گفت:

اين طلاب، افرادي منطقي و موجه بودند كه هر گاه با هر كدام از آنها گفتگو مي‌كردي،قوت و استواري علمي، روحي و رفتاري و جستجوگري حقيقت و علم را در آنها لمس مي‌نمودي.با ديدنشان به ياد خدا مي‌افتادي و با نظر به زندگي‌شان ابديت را مشاهده مي‌كردي.

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir