ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
پنجشنبه 21 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : معاونت تحقیقات > فهرست کرسی‌های نظریه‌پردازی و ترویجی > حجاب و مديريت احساس

حجاب و مدیریت احساس

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث: « حقیقت حجاب » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟

مساله بحث: کمیت و کیفیت پوشش، چه تاثیری بر شخصیت افراد (مرد و زن) می‌گذارد؟ 

فرضیه بحث:

پوشش حداکثری، رابطه معنی‌دار با تقویت مدیریت احساس در افراد دارد و سبب کاهش اختلالات زیاده‌خواهانه می‌گردد. حجاب و پوشش سبب تقويت مديريت احساس مي‌شود و مهارت تصميم‌گيري‌هاي پايدار و موثرِ انسان را ارتقاء مي‌دهد و در ديگران نيز از ايجاد بحران‌ و عدم تعادل احساسي جلوگيري مي‌كند و تصميم‌گيري‌هاي آنان را نيز ارتقاء مي‌بخشد و در نتيجه كل جامعه را به سوي تعادل و ثبات در تشخيص و تصميم حركت مي‌دهد.

حجاب و پوشش، در بُعد فردي و دروني هم‌چنين سبب تقويت تمركز‌هاي فكري و روحي و بازگشت موثرتر انسان به خود و درون خود مي‌شود و رابطة فرد با خداوند را ملموس‌تر و شفاف‌تر مي‌كند.

تبیین بحث:

«زندگي» يعني حركت فكري،روحي و رفتاري براي رسيدن به يك هدف و «معني زندگي» يعني جهت‌دار شدن زندگي به‌سوي يك هدف، هدفي كه منفعتي بيشتر از اهداف ديگر دارد.

اثرِ جهت‌دار شدن و معني‌دار شدنِ زندگي‌ها در تصميمات افراد آشكار مي‌شود و همين نقطه نيز نقطة عطف براي ايجادتغيير در زندگي و تغيير شخصيت است.

«تصميم» ترجيح دادنِ يك گزينه ازميان چند گزينه است كه براساس محاسبة بيشترين نفع و كمترين ضرر انجام مي‌پذيرد.«تصميم‌گيري»، ارزيابي اطلاعات براي دست‌يابي به امكان حصول نتايج مختلف، انتخاب مسير بهينه و بررسي نتايج تصميم است.

افراد براساس نفع و ضرري كه تعريف مي‌كنند،تصميماتشان متفاوت مي‌شود؛ ملاحظة نفع و ضررهاي فردي موجب تصميماتي متفاوت ازملاحظة نفع و ضررهاي جمعي مي‌گردد، توجه به نفع و ضررهاي كوتاه مدت سبب تصميم‌گيري‌هايي غير از توجه به نفع و ضررهاي بلند مدت مي‌شود.

عقل بشر خصوصيت شبكه‌اي و درهم‌تنيده بودنِ جهان هستي را دريافته است و خود را در برابر ضرورت تصميم‌گيري شبكه‌اي باملاحظة تمام فعل‌وانفعال‌ها بين تمام اجزاء هستي مي‌يابد.

از سويي ديگر بشريت اهميت ترجيح دادنِ راحتي و لذت مداوم و گستردگي را بر لذت و راحتي آني ادراك كرده است و به همين دليل بر كنترل و مهار احساسِ خود توجه مي‌كند و مهارت «مديريت احساس» را براي زندگي ضروري مي‌بيند.

زندگي‌هايي كه براساس مديريت احساس وكنترل تمايلات و گرايش‌ها، با استفاده از عقل، شكل مي‌گيرند از كيفيتي برتربرخوردارند چرا كه «كيفيت زندگي» يعني ميزان رضايتمندي از عواملي كه زندگي را به‌سوي هدف مورد نظر حركت مي‌دهند و چنين اشخاصي با محاسبات خودآگاه و با انتخاب، به منافع پايدار و گسترده دست مي‌يابند.

يكي از ابزارهاي قدرتمندِ مديريت احساس، پوشش حداكثري بدن است چه در زن و چه در مرد. «حياء و عفاف»، حالت‌هايي درروح و روان هستند كه از افزون‌خواهي تمايلات جلوگيري مي‌كنند؛ «حجاب» از تقويت‌كننده‌هاي اصليِ حياء و عفت است و نشانة خصلتي مختص به انسان؛ حجاب، كنترلي هوشمندانه‌ درحوزة مديريت احساس و تصميم‌گيري در زندگي، براي رسيدن به منافع پايدار ابدي است.

مديريت احساس يعني: مهار كردن بروز تمايلات و خواسته‌ها توسط عقل

تصوركنيد اگر قرار باشد فردي تمام هيجانات و تمايلات خود را بدون هر گونه ملاحظه‌اي ابراز كند، چه اتفاقات وحشتناكي خواهد افتاد؟!! همه افراد به‌طور معمول و به‌صورت ناخودآگاه يا آگاهانه، احساسات خود را مهار مي‌كنند، صحبت در ميزان و كيفيت اين مهار كردن است.

فردي مودّب شناخته مي‌شود كه مهارت كنترل رفتارهاي خود را دارد و سخن در اين است كه چه رفتاري و به چه مقدار بايد مهار شود؟

فردترسو يا خجالتي، به‌واسطة ترس يا خجالت، از بروز رفتارهاي صحيح خودداري مي‌كند و فردِ عصباني يا حريص، به‌واسطة خشم يا ميلِ شديد رفتارهايي غيرطبيعي از خود بروزمي‌دهد.

براي افزايش كيفيت زندگي بايد بدانيم چه رفتارهايي موجب ضرر و دور شدنِ ما از هدفِ زندگي مي‌شوند و چه رفتارهايي موجب منفعت و تقويت حركت ما به سوي هدفِ زندگي مي‌شوند.

نتایج، آثار و لوازم پذیرش فرضیه:

حياء‌‌ ابزاري براي مديريت احساس: 

يكي از ابزارهاي مديريت احساس،‌ «حياء» است. حياء واقعا چيست؟ حياء،حالتي در روان است كه از بروز محتويات درونيِ انسان جلوگيري مي‌كند يا از ابرازنياز به ديگران جلوگيري مي‌كند و فرد را به‌سوي رفع نياز توسط خودش و با امكاناتِ صحيح سوق مي‌دهد[1]

نتايج و كاركردهاي حياء را ببينيد: الْحَيَاءُمِنَ الْإِيمَان[2] «حياءاز باور داشتنِ حقايق سرچشمه مي‌گيرد.»

إِذَاأَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَلَاكَ عَبْدٍ نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ فَإِذَانَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا خَائِناً مَخُوناً فَإِذَا كَانَ خَائِناً مَخُوناً نُزِعَتْ مِنْهُ الْأَمَانَةُ فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُالْأَمَانَةُ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا فَظّاً غَلِيظاً فَإِذَا كَانَ فَظّاً غَلِيظاً نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُ الْإِيمَانِ فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُالْإِيمَانِ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا شَيْطَاناً مَلْعُوناً[3]

«وقتي خداوند بخواهد زمينة بدبختي كسي را بواسطه اعمال قبلی‌اش فراهم كند، موقعيت‌هاي زندگيِ او به‌گونه‌اي پيش مي‌آيند كه روحية حياء از او از بين مي‌رود، وقتي حياءِ او از بين رفت، به كارهاي خيانت‌آميز رو مي‌آورد و وقتي اين‌گونه شد روحية امانت‌داري از او از بين مي‌رود؛ و وقتي اين روحيه از بين رفت فردي سنگدل و خشن خواهد شد و وقتي اين‌گونه شد چشم او بر حقايق و ايمان بسته مي‌شود و تبديل به شيطاني لعنت‌شده مي‌گردد.»

مَنْ حُرِمَ الْحَيَاءَ فَهُوَ شَرٌّ كُلُّهُ وَ إِنْ تَعْبَّدَ وَ تَوَرَّع[4] «فرديكه بهره‌اي از حياء ندارد، منشاء تمام بدي‌ها و ناهنجاري‌ها خواهد بود حتي اگر اهل عبادت باشد.»

پوششِ انسان نشان‌دهندة ميزان حياءِ اوست؛كساني كه پوشش‌هاي حداقلي دارند، رفتارهاي خاصي نيز دارند كه عموم مردم حاضر به انجام آنها نيستند. تعبير حضرت صادق عليه‌السلام را ببينيد: اعْرِفُواالْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا .....السَّتْرُ وَضِدَّهُ التَّبَرُّج....[5]

«عقل ونيروهايش، جهل و نيروهايش را بشناسيد تا بتوانيد درست زندگي كنيد....(سپس شروع به شمردن نيروهاي عقل و جهل كردند تا رسيدند به اينجا) از نيروهاي عقل، پوشش بدن است و ضدّ آن كه از نيروهاي جهل است خودنمايي است....»

توجه به ميزان ونوع پوشش، حياء انسان را تقويت مي‌كند و با تقويت حياء، عقل قدرت مديريتي بيشتري بر احساس پيدا خواهد كرد و در نتيجه تصميمات فرد كارآمدتر و پايدارتر خواهد شد وحركت او به آستانة موفقيت در زندگي شتاب خواهد گرفت. 

عفّت،ابزاري ديگر براي مديريت احساس: 

يكي ديگر ازابزارهاي مديريت احساس «عفّت» است؛ عفّت چيست؟ عفّت، روحيه‌اي است كه از زياده‌خواهي و افراط جلوگيري مي‌كند.6]

پس كُلُوا ازبهر دام شهوت[7]است         بعد از آن لا تُسْرِفُوا آن عفت  است‏[8]

يعني: دستورخداوند به استفاده از نعمت‌ها براي فعال‌سازي قوا و نيروهاي انسان است ولي اين استفاده را با توصيه به عدم زياده‌روي به‌وسيلة «عفّت» همراه كرده است. قال الباقر عليه‌السلام: العفة شيمة الأكياس [9] «امام باقر كه درود خدا بر او باد فرمود: داشتن روحية عفّت جزيي از زندگيِ هوشمندانه است.» 

ثمرة العفة الصيانة[10] «نتيجة عفّت،زندگيِ سالم داشتن است.» امام صادق عليه‌السلام در دنباله گفتارشان در مورد نيروهاي عقل و جهل در موردعفّت اين‌گونه مي‌فرمايند:...الْعِفَّةُ وَ ضِدَّهَا التَّهَتُّك...[11]

«از نيروهاي عقل، روحيّه عفّت است و ضدّ آن كه از نيروهاي جهل است پرده‌دري وروحيّه زياده‌خواهي است.»

زيبايي ازكمالات است و تمايل به اظهار و ابراز كمال در انسان وجود دارد؛ روحيّة عفّت اززياده‌خواهي و افراط در آن جلوگيري مي‌كند و فرد را از سقوط در واديِ وحشتناكِ خودنمايي و خودفروشي حفظ مي‌كند. پوشش مناسب از نشانه‌هاي عفت است يعني محوري از زندگيِ هوشمندانه و زندگيِ سالم.

هويت حجاب و نقش آن در مديريت احساس

«حجاب»چيست؟ حجاب يعني زن در معاشرت با مردان، اندام و زيبايي‌هاي جذب‌كنندة خود را بپوشاند و جلوه‌گري و جلب توجه نكند و رابطة او با ديگران رابطة انساني و نه جنسيّتي باشد.

حجاب، كنترل‌كننده و جهت‌دهندة به تمايلات و گرايشات دروني است؛ و به‌همين دليل زمينة تمركز فكري و روحي را براي پرداختن به امور حياتي و اساسي در زندگي ايجاد مي‌كند.

فردي كه به‌دنبال خودنمايي است و نيروهاي خود را بدون كنترل و مديريت در براي جلب توجه با ارضاء‌‌‌‌‌نيازهاي عنان گسيخته مصرف مي‌كند تواني براي تمركز و تفكر و تصميم‌گيري و مديريت هوشمندانة زندگي نخواهد داشت و سلامت زندگي خود و ديگر وابستگان به خود را به خطرخواهد انداخت.

پس مي‌توان حجاب را از زمينه‌‌هاي «توسعة سالم و پايدار» دانست كه توان فكري و روحي لازم براي توليد علم و فرهنگ و فن‌آوري و رشد جامعه را فراهم مي‌كند.

بر اين اساس جوامعِ به‌ظاهر پيشرفته در علم و فناوري اگر حجاب را در فضاي اجتماعي نهادينه كنندضريب پيشرفتشان به مراتب بالا خواهد رفت.

و همين جوامع كه در ناهنجاري‌هاي رفتاري اجتماعي و جرم و جنايت‌ها غوطه‌ور هستند و جوامعي عقب‌مانده تلقي مي‌شوند، اگر فرهنگ حجاب را در زندگي اجتماعيِ خود وارد كنند مي‌توانند بااستفاده از اين ابزارِ قدرتمندِ مديريت احساس، هيجانات را كنترل كنند و سلامت جامعه‌شان را ارتقاء بخشند.

روح بشر تحريك‌پذيراست و نياز به مهارسازي دارد، و در صورت عدم توجه به آن، تعادل را در درون و بيرون از خود از بين مي‌برد؛ حجاب، ابزاري براي متعادل‌سازي روحي، بهداشت رواني جمعي وتعادل در نيروي كار در محيط كار است.

عفاف، روحِ حجاب است يعني كنترل آگاهانة احساس

واقعا چگونه يك زن يا حتي يك مرد با پوششي نامناسب مي‌تواند از ديگران انتظار داشته باشد كه با اوبراساس شخصيت انساني‌اش و محترمانه رفتار كنند در حاليكه با بدحجابيِ خود مستقيمابه ديگران مي‌گويد كه مجذوب جنسيّت و زيبايي اندام من باشيد. جامعه محل كار وتمركز فكري و رفتاري است نه موقعيتي براي لذت‌گرايي



 [1]در لغت‌نامه دهخدا اين‌گونه آمده است:حياء، جلوگيري نفس است در وقت ارتكاب قبيح تا مستحق مذمت نشود. (از نفايس الفنون)

دقت شود كه تفاوت حياء با خجالت در اين است كه فرد خجالتي به‌سوي تحمل نيازكشيده مي‌شود و در خلوت نيز قدرت تحمل اين نياز را ندارد و هر طور شده مي‌خواهدرفع نياز كند ولي فرد با حياء به‌سوي رفع نياز توسط خودش يا كسي كه در حكم خودِاوست مي‌رود و در خلوت هم از هر طريق و وسيله‌اي براي رفع نياز استفاده نمي‌كند.

[2] الكافي،‌ كليني،‌ ج2ص 106

[3] الكافي،‌ ج2 ص291

[4] مستدرك الوسائل، ج8ص463

[5] الكافي، ج1 ص21

[6] در لغت‌نامه دهخدااين‌گونه آمده است: عفّت آن است كه شهوت مطيع عقل باشد تا تصرف او به اقتضاى تشخيص او باشد و اثر خيريت در او ظاهر شود و از تعبد هواى نفس رها شود. (از فرهنگ علوم عقلى از اسفار ج2 ص38 و اخلاق ناصرى ص74)

[7] منظور از شهوت، هرگونه ميل و گرايش است

[8] مثنوي معنوي، دفترپنجم ص763

[9] مستدرك‏الوسائل،ج11،ص275   

[10] غررالحكم، ص 256

[11] الكافي، ج1 ص21

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

تمدن سازی دینی , مدیریت احساس , تقوی , حیاء , عفاف , حجاب , موفقیت

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir