ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
پنجشنبه 21 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : محصولات موسسه  > نشست های تخصصی موسسه  > نشست تخصصی آینده پژوهی

نشست تخصصی آینده‌پژوهی

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث: « نشست تخصصی آینده‌پژوهی » (اسلاید + مقاله)

مساله بحث: حوزه‌های علمیه چگونه می‌توانند در ساخت آینده تاثیر بسزا داشته باشند؟

تبیین بحث:

این نشست تخصصی توسط مهندس عقیل ملکی‌فر در محل موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام ، با حضور محققین دوره طراحی سیستم‌های دینی برگزار گردید.

مقاله زیر نیز توسط ایشان به مجله موسسه ارسال شده بود:

 مديريت بر مديريت‌ناپذير

چگونه حوزه‌هاي علميه‌ي شيعي مي‌توانند آينده‌ي جهان را مديريت کنند؟ 

 مقدمه

چه عظمتي دارد "مديريت بر آينده‌ي جهان"؛ رويايي که سنگيني آن پشت انسان را خم مي‌کند. ما در شرايطي از اين روياسخن مي‌گوييم که دنيا به 200 دولت ـ ملت با گرايش‌ها و منافع مختلف تقسيم شده است؛جمعيت آن از مرز شش ميليارد نفر گذشته است؛ هزاران بازيگر آشکار و نهان در آن به ايفاي نقش مشغولند! و به دليل پيچيدگي و پويايي فزاينده‌ي شرايط، هر روز بر بخش‌هاي تاريک آن افزوده مي‌شود. علاوه بر اين، اخلاق و معنويت تقريباً از آن رخت بر بسته و جنگ، ترور، بيماري، بيکاري، فقر، فساد، فحشاء و تبهکاري‌هاي سازمان‌يافته در آن به امور روزمره تبديل شده‌اند. مديريت بر آينده‌ي چنين جهاني، به‌ويژه اگر معطوف به خلق يک دنياي بهتر باشد، قابليتي شگرف و فوق‌العاده ستودني به‌شمار مي آيد.

به دلايل يادشده وديگر دلايلي که فهرست آن‌ها خود يک مثنوي هفتاد من کاغذ را تشکيل مي‌دهد، مي‌توان در مفهوم مديريت‌پذيري آينده‌ي جهان تشکيک کرد. و براي اثبات اين مدعا به عباراتي چون "تفکر پيرامون تفکرناپذير" و "مديريت بر مديريت‌ناپذير"استناد کرد که گاه براي نشان‌دادن صعوبت مديريت بر آينده از سوي انديشمندان به کارمي‌رود.

اما اين‌گونه تشکيک‌هاي واهي، که بي‌اعتباري علمي و عملي آن‌ها از مدت‌ها پيش اثبات شده است، صرفاً مي‌تواند از سوي کساني مطرح شود که پارادايم‌ استعماري و متاسفانه ديرپاي"آينده‌پذيري" بر پاي آرمان‌ها و باورهاي آن‌ها سنگيني مي‌کند. به‌علاوه نبايد از ياد ببريم که پارادايم آينده‌پذيري براي بسياري از افراد، گروه‌ها،سازمان‌ها، جريان‌هاي فکري و حتا دولت‌هايي که شاني براي خود در فرايند به‌گزيني وبه‌سازي آينده‌ي بشريت قايل نيستند، خوشايندي خاص خود را دارد. آينده‌سازي، نوعي احساس ماموريت ژرف در قبال بشريت و تعهد عميق به به‌روزي نسل‌هاي آينده را ايجاب مي‌کند.هر بستر فکري و اعتقادي قابليت زايش و پرورش اين‌گونه ويژگي‌هاي والا را ندارد.

به هر روي اين مقاله نمي‌خواهد بحث نظري درباره‌ي امکان‌پذيري مديريت بر آينده‌ي جهان را پيش بکشد. ما هم‌عقيده با آينده‌پژوهان اين امر را شدني و مسلم فرض مي‌کنيم؛ و در جهت تاييد آن صرفاً به اين گفته‌ي نغز از پروفسور عنايت‌الله، آينده‌پژوه پاکستاني، متوسل مي‌شويم که خطاب به مديران کسب‌وکارهاگفته: "اگر به آينده نينديشيد، فرد ديگري که براي آينده وقت گذاشته، به آن مي‌انديشد و اگر آن را کنترل نکند، مطمئناً آن را براي شما تعريف خواهد کرد."[1] اين گزاره در هر سطحي، حتا سطح جهاني صدق مي‌کند. اگر شما به آينده‌ي جهان نينديشيد،فرد ديگري به آن مي‌انديشد، و قطعاً آن را کنترل مي‌کند. به همين دليل است که مديريت بر آينده‌ي جهان به عرصه‌اي براي رقابت انواع نظام‌هاي سياسي، فکري و عقيدتي تبديل شده است. و شگفتا که هر روز بر مدعيان و بازيگران اين عرصه افزوده مي‌شود.در چنين شرايطي چگونه مي‌تواند جاي نظام سياسي/ فکري / عقيدتي اسلام ناب در اين عرصه‌ي حياتي خالي باشد؟

اين مقاله پس از نگاهي گذرا به مفهوم مديريت آينده‌ي جهان و عوامل موثر در شکل‌گيري آينده‌ي جهان مي‌کوشد تا به 2 پرسش کليدي پاسخ گويد:

1.  حوزه‌هاي علميه‌ي شيعي به عنوان نهاد و نماد علمي ـ تفکري اسلام ناب چگونه مي‌توانند بر حضور و مشارکت موثر خود در فرايند مديريت بر آينده‌ي جهان بيفزايند؟

2.  راهبردها وابزارهاي افزايش حضور و مشارکت حوزه‌هاي علميه در فرايند مذکور کدامند؟ 

مفهوم مديريت بر آينده‌ي جهان       

مديريت بر آينده‌ي جهان در ساده‌ترينبيان ممکن عبارتست از: هنر سوق‌دادن جهاني به سوي آينده‌ي مطلوب يا آينده‌هاي مرجح با هدف تصاحب مالکيت آينده‌ي جهان". بديهي است مطلوبيت و يا ارجحيت آينده‌ها از ديدگاه کساني تعريف مي‌شود که در هر برهه‌اي از زمان مسند مديريت بر آينده‌ي جهان را به دست مي‌گيرند، و آن را بر مبناي نقشه‌ها، گرايش‌ها و منافع خاص خود شکل مي‌بخشند. همان‌گونه که ملاحظه مي‌شود، مديريت بر آينده‌ي جهان با کنترل فعالانه‌ي آينده‌ي بشريت ملازم است.

بديهي است بسته به اين‌که کدام گرايش سياسي/ فکري/ عقيدتي مديريت آينده‌ي جهان را به دست گيرد، برخي از آينده‌ها طلوع وبرخي ديگر غروب مي‌کنند. طلوع و غروب آينده‌ها به سود بخش‌هايي از جامعه‌ي جهاني وبه زيان بخش‌هاي ديگري تمام مي‌شود.

مديريت بر آينده در هر سطحي که باشد، برپايه‌ي اين پيش‌فرض استوار است که "تصور قبل از اقدام قرار دارد". به اين معنا که تصورات ما به گرايش‌هاي ما شکل‌مي‌دهند، و گرايش‌هاي ما در نهايت رفتارهاي ما را تعيين مي‌کنند. اين تصورات در خلاء ايجاد نمي‌شوند، بلکه عموماً ازطريق "ايده‌ها"يي در ذهن ما شکل مي‌گيرند که مفاهيم يا نظريه‌هايي پيرامون آينده را در بر دارند.

از ديدگاه آينده‌پژوهي هر مفهوم دلالت بر نوعي نقشه‌ي ذهني يا تصور از چيزي دارد؛ و نظريه (در معناي موردنظر آينده‌پژوهان) عبارتست از ايجاد رابطه‌ي دروني بين دو يا چند مفهوم براي نشان‌دادن چگونگي ارتباط آن‌ها با يکديگر[2]. (به عنوان مثال، "تقسيم" و "کار" دو مفهومند که از پيوند آن‌هانظريه‌ي "تقسيم کار" پديد آمده و در طول تاريخ قدرت خارق‌العاده‌‌ي خودرا اثبات کرده است).

مفاهيم و نظريه‌ها انگاره‌هاي ذهني ما ازچگونگي کار کردن جهان هستند. به وسيله‌ي اين انگاره‌ها مي‌توانيم وقايع گذشته رابه ياد آوريم و رويدادهاي احتمالي آينده را در ذهن خود مجسم نماييم. 

(تفکر عبارتست از کاربرد ماهرانه‌ي مفاهيم و نظريه‌ها به شيوه‌هاي مختلف).

قدرت ايده‌ها، که پيدايش تمدن بشري راممکن ساخته و سبب تکوين آن شده‌اند، هميشه کاملاً به رسميت شناخته نمي‌شود؛ زيراايده‌ها نامحسوس‌اند و محک‌زدنشان بغايت دشوار است. اما کساني که آينده‌ي جهان رابه ويژه در طول چهارصد سال گذشته ـ در عصر نوزايي و انقلاب صنعتي ـ مديريت کرده‌اند،قدرت ايده‌ها را به مثابه‌ي يک ايده‌ي قدرتمند در شکل‌بخشيدن به آينده‌ي جهان مي‌شناخته‌اند.آنها توانايي ايده‌آوري خود را با بهره‌گيري از شاخه‌هاي مختلف دانش‌ بشري و نيز آموزش کيفي منابع انساني به طور خارق‌العاده‌اي افزايش داده‌اند. و به اين باور راسخ رسيده‌اند که "تصوير‌هاي آينده ـ که از طريق ايده‌ها در ذهن ملت‌ها و دولت‌هاشکل مي‌گيرند، نقشي اساسي در شکل‌بخشيدن به آينده‌ي جهان ايفا مي‌کنند." همان‌طورکه اشاره شد، اين تصويرها به گرايش‌ها و تمايلات ملت‌ها و دولت‌ها شکل مي‌دهند، وسرانجام بر اقدامات آن‌ها در جهت شکل‌بخشيدن به آينده تاثير مي‌گذارند.

دقيقاً به همين دليل است که از آينده‌پژوهي دانش خلق ايده‌هاي آينده‌محور ـ به عنوان ابزار "هدايت اجتماعي" تعبيرمي‌شود. چيزي که ما آن را "علم‌الهدايه"‌ي مدرن مي‌شناسيم. کارکرد اصلي اين علم در سطح جهاني، تصويرسازي از آينده‌ي جهان است که ابزار اصلي مديريت بر آينده‌ي جهان محسوب مي‌شود.

البته مديريت بر آينده‌ي جهان متضمن بکارگيري اهرم‌هاي ديگري نيز هست که از جمله‌ي مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره داشت:

1.  اشاعه‌ي تصويرهاي آينده از طريق رسانه‌هاي پرقدرت جهان‌گستر، در ژانرهاي مختلف و به زبان‌هاي مختلف

2.  خلق روندهاي جهاني 

3. نفوذ گسترده در سازمان‌هاي بين‌المللي که از طريق وضع سياست‌ها، قوانين و مقررات لازم‌الاجراي بين‌المللي، نقش موثري در شکل‌بخشيدن به آينده‌ي جهان بازي مي‌کنند.

4.   ايجاد و گسترش سازمان‌هاي غيردولتي (NGO)جهاني که بازوان نامرئي و غيررسمي مالکان آينده‌ي جهان محسوب مي‌شوند.

5.  مشروعيت‌بخشي و "تقويت" سياسي، اقتصادي، و رواني دولت‌ها و جريان‌هايي که در جهت آينده‌ي مطلوب جهان حرکت مي‌کنند. (ما معناي مطلوبيت آينده را قبلاً تعريف کرديم). و متقابلاً مشروعيت‌زدايي و تضعيف دولت‌ها وجريان‌هاي فکري / عقيدتي مخالف.

6.  گشودن نظام‌هاي آموزش عالي خود به روي دانش‌جويان کشورهاي مختلف و تربيت آن‌ها به شيوه‌اي که سرانجام سفير ارزش‌ها و مدافع آينده‌هاي مرجح ‌باشند که مقبول مالکان آينده‌ي جهان است.

7.   به رخ کشيدن توانمندي‌هاي مادي ـ تکنيکي خود به منظورمرعوب‌ساختن ملت‌ها و تحميل اين باور بر آن‌ها که چاره‌اي جز پذيرش آينده ـ همان‌طورکه خارج از کنترل ‌شان فرا مي‌رسد ـ ندارند. 

عوامل موثر درشکل‌گيري آينده‌ي جهان         

به گفته‌ي جيمز ديتور ـ آينده‌پژوه ـ آينده از برهم کنش چهار عامل زير پديد مي‌آيد[3]:

  1.        روندها
  2.        تصويرهاي اينده
  3.        مسائل نوپديد،
  4.        اقدام‌ها

از سوي ديگر سهيل عنايت‌الله استدلال مي‌کندکه آينده از برهم‌کنش سه عامل اصلي، که رئوس "مثلث آينده" را تشکيل مي‌دهند،برساخته مي‌شود[4]. اين سه عامل که در شکل (1) نشان داده شده‌اند عبارتند از:

1. کشش آينده: که ازتصويرهاي آينده نشات مي‌گيرد. اين تصويرها مي‌توانند شامل چشم‌اندازهاي مثبت ومنفي باشند. چشم‌اندازهاي مثبت منبع الهام و چشم‌اندازهاي منفي منبع ترس هستند. هردو نوع چشم‌انداز در جاي خود اهميت دارند.

2. فشار حال؛ که ناشي از روندهاي جهاني در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فناوري، و ... و مسائلي هم‌چون تغييرات جمعيتي است.

3. وزن تاريخ: ناشي از آنچه که در مقابل"تغيير" معضل به حساب مي‌آيد. ساختارهاي عميق تاريخي، فرهنگي، اجتماعي،اعتقادي و غيره عوامل اصلي ايجاد اين عامل ضد تغيير محسوب مي‌شوند.

 نگاهي گذرا به مثلث آينده تا حد زيادي نشان مي دهد که مديريت اثربخش بر آينده‌ي جهان نيازمند مداخله يا دستکاري در چه عواملي است. به عنوان مثال در مقوله‌ي وزن تاريخ شما بايد بتوانيد ساختارهاي ارزشي عميق جوامع مختلف را در راستاي ارزش‌هاي مورد نظر خود تغيير دهيد؛ زيرا آينده‌اي که شما براي جهان مطلوب مي‌دانيد بازتابي از ارزش‌هاي شما محسوب مي‌شود. به همين دليل است که مدعيان کنوني مديريت بر آينده‌ي جهان از طريق پروژه‌ي جهاني‌سازي مجدانه براي يکسان‌سازي فرهنگي جهان و استحاله‌ي ارزشي ملت‌هاي جهان تلاش مي‌کنند.

در بحث کشش آينده شما بايد بتوانيد تصويرهاي رقيب و در عين حال با معنا و پرکششي از آينده‌ي جهان را ارايه کنيد، به‌طوريکه مردم قادر به درک "تفاوت‌" آن‌ها با تصويرهاي مورد نظر مدعيان کنوني مديريت بر آينده‌ي جهان باشند. و بالاخره در مقوله‌ي فشار حال، بحث مديريت فعالانه بر روندها مطرح مي‌شود که مي‌تواند شامل ايجاد "ضد روندها"‌ي جهاني باشدکه در اينجا صرفاً به همين اشاره اکتفا مي‌کنيم. 

به هرروي هم‌چنان‌که مثلث آينده نشان مي‌دهد، مديريت موثر بر آينده‌ي جهان نيازمند درک عميق، همه‌جانبه (کل‌گرا) و سيستمي از آينده‌هاي ممکن، محتمل و مرجح جهان، شناخت ژرف و همه‌جانبه‌اي از وضع موجود جهان و روندها، و نيز معرفت کاملي نسبت به گذشته‌ي جهان است. ايجاد اين نظام معرفتي فراخ، چالشي اساسي فراروي مديريت بر آينده‌ي جهان است.   

حوزه‌هاي علميه و مديريت آينده‌ي جهان

گزافه است اگر ادعا کنيم که حوزه‌هاي علميه‌ي شيعي در شرايط کنوني مي‌توانند مديريت بلامنازع آينده‌ي جهان را در اختيارگيرند. اين امر نيازمند خلق "ظرفيت‌ها"يي است که تنها در بلندمدت حاصل مي‌شوند. اما به هر حال طولاني‌ترين راه‌ها نيز يک روز با گامي کوچک آغاز مي‌شود.نخستين گام‌هايي که بايد به طور همزمان در اين راستا برداشته شوند، عبارتند از:

1.    تدوين يک نقشه راه بلندمدت (30 تا 40 ساله) و جامع که نشان‌دهد حوزه‌هاي علميه براي تبديل‌شدن به بازيگران موثر در عرصه‌ي مديريت بر آينده‌ي جهان بايد به کدام "شايستگي‌هاي محوري"[5] مجهزشوند و اين شايستگي‌ها را از چه طريقي به دست آورند (شايستگي‌هاي محوري به آن دستهاز توانمندي‌هايي گفته مي‌شوند که قدرت رقابت‌پذيري حوزه‌ها را در برابر رقباي جهاني‌شان افزايش دهند). نکته‌ي مهم اين است که در تدوين اين نقشه راه نبايد هيچ شتابي به عمل آيد. زيرا شتاب مي‌تواند آفت بزرگي براي اين تلاش راهبردي باشد.

2.   مطالعه و ارزيابي ظرفيت فکري کشور از جمله در حوزه‌ي آينده‌پژوهي و مقايسه‌‌ي آن با ظرفيت رقيبان مطرحي که روياي مديريت بر آينده‌ي جهان را در سردارند. هر چند کشورهاي غربي، به‌ويژه ايالات متحده در اين زمينه حرف اول را مي‌زنند،اما مطلقاً نبايد از تلاش‌هاي هدفمند جريان‌هاي فکري بودايي، کنفسيوسي و هندويي درشرق غافل شد.

3.   تدوين يک فرانقشه از آينده‌ي جهان در افق 100 سال آينده.فرانقشه به نقشه‌اي جامع و در عين حال متفاوت با نقشه‌هاي موجود از آينده‌ي جهان دلالت دارد. آنچه اغلب آينده‌پژوهان آزادانديش جهان در مورد آن اتفاق‌نظر دارنداين است که جهان کنوني بر پايه‌ي تفکر "مادي‌ ـ تکنيکي" برآمده از فرهنگ مدرن آمريکايي برساخته شده است. به همين دليل آن‌ها وظيفه‌ي خود مي‌دانند که ضمن مبارزه با اين تفکر غالب از آينده‌اي اخلاقي‌تر و معنوي‌تر سخن بگويند. شايد مرادآن‌ها از اخلاق و معنويت، تفاوت‌هايي با برداشت ما از اين واژه‌ها داشته باشد؛ امامهم است اين نکته را درک کنيم که زمينه براي شنيده‌شدن انديشه‌هاي اخلاقي/ معنوي اسلام در جهان فراهم شده است؛ و اين يک فرصت تاريخي عظيم است. آينده‌پژوهاني ازاين دست، که مي‌توانند تا حدودي با آينده‌پژوهان اسلامي همزبان باشند، در هر دوسوي عالم ـ غرب و شرق ـ پراکنده‌اند. و ما مي‌توانيم در تدوين فرانقشه‌ي مذکور ازکمک‌هاي فکري آن‌ها منتفع شويم.  

4.   ايجاد انديشگاه‌هايي با کيفيت علمي جهاني. انديشگاه‌ها درواقع سازوکارهايي براي خلق ايده‌هاي معطوف به آينده و تدوين راهبردهاي مديريت برآينده‌ي جهان هستند، که هم‌اکنون بازوي فکري اصلي مدعيان مديريت بر آينده‌ي جهاندر غرب و شرق عالم را تشکيل مي‌دهند. اين انديشگاه‌ها نه تنها بايد پايگاه‌هايي جهت آينده‌پژوهي، بلکه بايد مراکزي براي پرورش آينده‌پژوهان جهاني باشند. نکته‌ي درخور توجه اين است که حوزه‌هاي علميه‌ مي‌توانند هم‌چون تجربه‌ي کشور ژاپن در دهه‌ي1960 از آينده‌پژوهان معتبر بين‌المللي جهت تدريس و حتي کار پژوهشي در اين انديشگاه‌ها دعوت به عمل آورند تا اين‌که "فناوري" آينده‌پژوهي و رموزمديريت بر آينده‌ي جهان از طريق آن‌ها به آينده‌پژوهان جوان شيعي آموخته شود.(فراموش نکنيد که آينده‌پژوهي هم علم است و هم فناوري).

5.   ايجاد شبکه‌هاي تلويزيوني و راديويي "آينده": حوزه‌ها دست کم نياز به يک شبکه‌ي تلويزيوني و يک شبکه‌ي راديويي به نام "آينده" دارند که در آن‌ها به بحث‌هاي نظري و علمي درباره‌ي آينده‌ي جهان بپردازد. اين شبکه‌ها ضمن اشاعه‌ي معارف آينده‌محوري شيعي، امکان مباحثه و مناظره با آينده‌پژوهان از ساير مکاتب فکري و عقيدتي رافراهم خواهند کرد. 

راهبردهاو ابزارها

حوزه‌هاي علميه در جهت افزايش حضور ومشارکت خود در فضاي رقابتي مديريت بر آينده‌ي جهان قطعاً مي‌توانند و بايدهوشمندانه‌ترين راهبردها و ابزارها را به کار گيرند. برخي از آن‌ها که خوب است مورد توجه بيش‌تر قرار گيرند، عبارتند از:

1.   شناسايي و تاکيد جنبه‌هاي مشترک آينده‌ي جهان، بويژه ازمنظر ملت‌هاي محروم که بخش بزرگي از ملت‌هاي جهان را تشکيل مي‌دهند. ما در نخستين گام مي‌توانيم فرانقشه‌ي خود را بر مجموعه‌اي از ارزش‌هاي مشترک بشري بنا کنيم. وبر همين مبنا در صدد کشف و فعال‌سازي ظرفيت‌هاي خفته‌ي جهاني و بسيج آن‌ها در جهت نزديک‌شدن به "آينده‌ي مرجع" خود برآييم که قطعاً فاصله‌ي زيادي با"آينده‌ي مطلوب" ما خواهد داشت؛ اما قدم بزرگي به جلو محسوب مي‌شود.

2.   ايجاد مراودات بين‌المللي فعال با آينده‌پژوهان آزادانديش جهان.

3.  ايجاد فرصت‌هاي آموزشي بيشتر براي دانش‌جويان علوم رسمي و طلاب علوم ديني خارجي؛ مشروط به اين‌که قادر به توجيه نظام‌مند آن‌ها در مورد آينده‌يمطلوب جهان باشيم، و بتوانيم از آن‌ها سفيراني براي ترويج اين آينده در ميان ملت‌هايشان بسازيم.

4.      تربيت و اعزام روحانيان آينده‌انديش و اعزام آن‌ها به ساير کشورها به منظور ترويج ديدگاه‌هاي شيعي در خصوص آينده‌ي جهان؛ کاري که قطعاً بايد با ظرافت‌هاي خاصي صورت گيرد تاواکنش‌هاي منفي و دل‌زدگي ايجاد نکند.

. [1] سهيل، عنايت‌الله، "پرسش از آينده"، برگردان مسعود منزوي،تهران، مرکز آينده‌پژوهي علوم و فناوري دفاعي، 1388

.[2] ملکي‌فر وهمکاران، "الفباي آينده‌پژوهي"، تهران، انديشکده صنعت و فناوري، 1385

[3]. ريچارد اسلاتر (ويراستار) و همکاران، "نوانديشي براي هزاره‌ي نوين"، تهران، مرکز آينده‌پژوهي علوم و فناوري ددفاعي، 1384 

[4].سهيل، عنايت‌الله، "پرسش از آينده" 

انتقال به مطالب بیشتر در مورد آینده‌پژوهی

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

دین‌شناسی ، آینده‌پژوهی ،‌ سناریوهای جهانی ، حوزه علمیه و آینده

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir