ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
پنجشنبه 21 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : محصولات موسسه  > مقالات موسسه  > حوزه علمیه > برنامه تحول در نظام آموزشی حوزه

راهبردهای تحول در نظام آموزشی حوزه

بسم الله الرحمن الرحيم

راهبردهاي تحول در حوزه

شناسنامه و چكيدۀ بحث:

موضوع بحث: بررسی چگونگی حرکت از وضعیت موجود در حوزه به وضعیت مطلوب

هدف بحث: دست‌یابی به نقاط شروع برای تحول

کلیدواژه‌ها: حوزۀ علمیه، تحول، مهارت‌محوری

چکیده:

در این بحث هفت محورِ آموزش، تحقیقات، تبلیغ، مدیریت، فضای عمومی طلاب، فضای عمومی جامعه، فرهنگ حاکم بر زندگی طلاب، وضعیت موجود و وضعیت مطلوب به صورت کلیدواژه توصیف شده‌اند و راهبرد کلانِ ایجاد و تحول و حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب ارائه شده‌است.

نقطۀ مرکزی در وضعیت موجود، کاربردی نبودن فعالیت‌های طلاب و نقطۀ مرکزی در وضعیت مطلوب، تولید کیفیت در فعالیت‌های طلاب معرفی شده‌است و راهبرد مرکزی برای این تحول نیز مهارت‌محوری در کلیه فعالیت‌هاست. 

پيش‌نياز:

مطالب بحث، مبتني بر اصول موضوعه و نگرش‌هاي زير است:

حوزه‌ علميه، مجموعه مراكز ومحافل رسميِ آموزشي، تحقيقاتي، تبليغي و مديريتي كه عهده‌دار فهم يا تبيين يا دفاع از دين است.

دين، برنامۀ خداوند براي زندگي انسان در دنيا و شبكه هستي به‌هدف عبور و اتصال به ابديت است.

شبكۀ هستي، شبكۀ معادلات وجودي است.

معادلۀ وجودي، تعيين كميت،‌كيفيت،‌ جهت، زمان، مكان و رتبۀ اثرگذاري و اثرپذيري موجودات بر يكديگر است به‌طوري‌كه منجر به حركت به سوي هدفي خاص شود.

فهم، كشف اين معادلات و روابط است.

تعميق فهم، حركت به سمت كشف روابط بيشتر است.

كاربرد، فعال‌سازي اثرِ يك موضوع براي رفع نقص است.

مهارت، توانايي كاربردي كردن وكيفيت‌بخشي به اطلاعات است.

كيفيت، اثرگذاري و اثرپذيريي است كه بيشترين فعال‌سازي براي رفع نقص و ايجاد تغيير را داشته باشد.

تحول، ايجاد تغيير در ساختارها،فرآيندها و راهبردهاي حاكم بر يك سيستم به‌هدف توليد كيفيتِ برتر است.

درمدیریت تحول، باید معادلۀ زیر حل شود:ایجاد تغییر در ......... از ...(وضعیت موجود)... به ...(وضعیت مطلوب)... با استفاده از ...(راهبرد مورد نظر)... = تولید کیفیتِ برتر

بدنۀ بحث:

1.   توصيف مبنا و وضعيت موجودِ زندگي:

اگر دين برنامه خداوند براي زندگي انسان است و اگر زندگيِ انسان داراي سطوح فردي و جمعي،‌ ظاهري و باطني، موقت و ابدي است و اگر حركت به سمت هدفِ دين نيازمند تنظيم كليه اين سطوح است، آنگاه بدون مهارت براي فهم و ارائه دين به‌صورتي كه توانايي ايجاد اين تنظيم را به انسان‌ها بدهد، نمي‌توان براساس دين زندگي كرد.

و از آنجايي‌كه زندگي متوقف نمي‌شود و نيازها انسان‌ها راوادار به تلاش براي رفع نياز مي‌كنند و از آنجايي‌كه تلاش انسان‌ها در ساختار خلقت انجام مي‌پذيرد و ساختار خلقت بهم‌پيوسته، شبكه‌اي و قاعده‌مند است، پس تلاش انسان‌ها ضرورتاً در قالب برنامه و قاعده‌مندي‌اي صورت مي‌پذيرد.

پس اگر دين به‌صورتي عرضه نشود كه توانايي مديريت زندگي رابراي انسان ايجاد كند، انسان به برنامه‌ها و مديريت‌هاي رقيب كشيده خواهد شد.

و از آنجايي‌كه تجربيات بشري در طول قرون اخير، برنامه‌ها ومديريت‌هاي نسبتاً موثري را توليد كرده و آثار تمدنيِ گسترده‌اي را به‌جاي گذاشته‌است؛ و معارف ديني در طول اين قرون، به‌واسطۀ عوامل برون‌ديني، انتزاعي‌تر و فردي‌ترشده، از حيطه‌هاي برنامه‌ريزي و مديريتي فاصله بيشتر گرفته‌اند، رقابت طرح وبرنامه‌ها، تجربه و فرهنگ بشري با معارف ديني گسترده‌تر و عميق‌تر شده است.

انسان‌هايي كه مخاطب دين و معارف ديني و حوزه‌هاي علميه هستند نيز در طول دهه‌هاي اخير، بواسطۀ زندگيِ رسانه‌اي، از موقعيت‌هاي رقيب حسّ‌بيشتري پيدا كرده و سطح دانايي آنها نيز نسبت به پديده‌ها و وقايع افزايش يافته‌است. پرسش‌گري،‌ تحليل‌گري،‌ نقادي،‌ جرات و جسارت مخالفت، نيز از شاخص‌هاي كساني است كه امروزه مخاطب حوزه‌ها هستند.

اين، توصيفِ وضعيتي است كه حوزه‌هاي علميه با آن روبروهستند، وضعيتي كه هر چه زمان رو به جلو مي‌رود تشديد مي‌شود.

2.   وضعيت عمومي موجود در حوزه‌هاي علميه:

طلاب،‌ كتاب‌هاي زيادي را مي‌خوانند،‌ مباحثه مي‌كنند وامتحان مي‌دهند ولي كمتر اثربخشي اين مطالب در رفع معضلات، مشكلات و نواقصِ زندگي خودشان و ديگران ديده مي‌شود.

تحقيقاتي كه در فضاي عمومي حوزه در جريان است براساس توليدي است كه صاحب‌نظران و متخصصين فن قبلا انجام داده‌اند،‌ و حال دوباره بازسازي وعرضه مي‌شوند. اين تحقيقات در قالب‌ برنامه‌ كاربردي نبوده به‌صورت مسائلي فردي ياتئوريك ارائه مي‌شوند.

تلاش عمده در مجالس و محافل تبليغي بر ايجاد وجد و شورمعنوي در مخاطب است.

مديريت كلان حوزه با تمام تلاشي كه براي ارتقاء حوزه‌هاانجام مي‌دهد خروجي عمليِ آن حفظ وضعيت موجود و نظم‌دهي بيشتر به امور براي نظارت جامع و صحيح بر آن است.

عموم طلاب،‌ خود را مبلغيني كه موظف به انتقال پيام دين به مردم هستند مي‌بينند و در مقايسۀ با ديگر اقشار جامعه،‌ دست خود را از امكانات حداقليِ عموم نيز كوتاه مي‌بينند.

عموم طلاب،‌ سبك و اسلوب زندگي‌اي به‌مانند فرهنگ حاكم برجامعه دارند،‌ حكومت رسانه بر خانه،‌ ساعات خواب و بيداري،‌ نوع خوراك و تحركِ آنها مشابه فضاي عمومي است.

عموم مردم، طلاب را به‌دليل تعلق به دين و ديني بودن حكومت،توجيه‌كنندۀ رفتارها و تصميمات حكومت مي‌دانند كه از امكانات دولتي و زندگي برتراز متوسط برخوردار هستند.


اين وضعيت در هفت محور در جدول زير ترسيم شده است:

رديف

محور

توصيف وضعيت موجود

  1.  

آموزش

انبوه‌خواني و حافظه‌محوري

  1.  

تحقيقات

جمع‌آوري اطلاعات

  1.  

تبليغ

احساس‌محوري

  1.  

مديريت

حفظ و گسترش وضعيتِ موجود

  1.  

فضاي عمومي طلاب

احساس هويت تبليغيِ خطابه‌اي و نارسايي در زندگي

  1.  

فرهنگ حاكم بر زندگي طلاب

فرهنگ زندگي عمومي روزمره

  1.  

تصور فضاي عمومي جامعه

نسبت به حوزه

توجيه‌كننده رفتارهاي نظام و

برخودار از امكانات

 

3.   توصيف وضعيت مطلوب در حوزه‌هاي علميه:

جدول زير وضعيت مطلوب را در محورهاي هفت‌گانة فوق‌الذكر ارائه كرده است:

رديف

محور

توصيف وضعيت مطلوب

  1.  

آموزش

طلابِ داراي مهارت‌هاي كِيفي

(توانايي استفاده از اطلاعات در عمل براي ارتقاء كيفيت زندگي)

  1.  

تحقيقات

توليد سيستم‌ها و مدل‌هاي دينيِ قابل رقابت با سيستم‌هاي بشري

  1.  

تبليغ

طلابِ داراي مهارت فعال‌سازي تفكر براي افزايش مديريت احساس در مخاطب

  1.  

مديريت

برنامه‌ريزي و اجراء براي توليد كيفيت (كيفيت‌سازي)

  1.  

فضاي عمومي طلاب

گسترده‌ بودن احساس عبوديت و هويّت آموزشي و مشاوره‌اي و تبليغي

  1.  

فضاي عمومي جامعه

شناخته‌شدن حوزه بعنوان مشاور برتر براي ارتقاء زندگي در سطح خُرد و كلان

  1.  

فرهنگ حاكم بر زندگي طلاب

فرهنگ زندگي علمي

 

درحوزۀ مطلوب، طلاب نَه فقط مي‌دانند بلكه مي‌توانند. مي‌توانند از اطلاعاتِ خود درعمل براي حل‌مسائل و نواقص زندگي استفاده كنند.

تحقيقات در اين حوزه، صِرفاً اموري انتزاعي نيستند بلكه در جهت شكل‌دهي به جريان زندگي فردي و جمعي، براساس نگرش اسلام طراحي مي‌شوند.

دراين حوزه، طلاب تلاش دارند هنگام تبليغ، فضايي آموزشي ايجاد كنند تا مخاطبين نَه فقط بدانند كه تفكر، گرايش و رفتار برتر چيست بلكه برنامۀ قدم‌به‌قدم براي عملياتي كردن آن را هم در دست داشته باشند.

مديريتِ حوزة مطلوب، به‌طور مستمر به‌دنبال بهبود كيفيت و ايجاد تاثير عميق‌تر وپايدارتر است.

فضاي اين حوزه به‌گونه‌اي است كه عموم طلاب، سال‌به‌سال روحيۀ عبوديت و بندگي را در خودقوي‌تر مي‌يابند و موقعيت و نقش خود را در اجتماع، نقشي آموزشي، مشاوره‌اي و درنهايت تبليغي مي‌يابند و مهارت آموزش و مشاوره را از خود بروز مي‌دهند. و به‌همين ترتيب فضاي عمومي جامعه، با لمس فعاليت‌ها و قابليت‌هاي مهارتيِ طلاب، آنها رامشاوراني برتر براي بهبود كيفيت زندگي و رفع مشكلات خود مي‌يابند؛ سازمان‌ها ودستگاه‌هاي كلان،‌ نَه فقط براي اقامه نماز يا مديريت امور عقيدتي و مناسبت‌ها،بلكه براي بهبود كيفيت سازمان و رفتارهاي سازماني، خود را به‌مشاوره طلاب نيازمند مي‌بينند.

هنگامي كه ناظر بيروني به زندگي طلابِ حوزۀ مطلوب نگاه مي‌كند، زندگي مالي يا اجرايي يا بازنشستگي را در آنها نمي‌بيند بلكه نشاط يك زندگي علمي را مي‌بيند كه از صبح تاشب در تلاش براي آگاهيِ كاربرديِ بيشتر است.

 

4.   راهبردهاي حركت تحول‌آفرين ازوضعيت موجود به وضعيت مطلوب:

راهبرد كلان:

ازآنجايي‌كه دانايي‌محوري به تنهايي تحول‌آفرين نيست به استناد «العلم يُرشِدُك والعمل يَبلُغُ بك الغايه»[1]،آنچه مي‌تواند وضعيت موجود را به‌سوي وضعيت مطلوب حركت دهد مهارت‌محوري است كه عنصر اصلي تحول‌آفريني قرار گرفته است.

يعني براي حركت به سمت وضعيت مطلوب بايد اهداف آموزشي، تحقيقاتي،‌ فرهنگي، از محورنگرشي و دانشيِ صِرف، ارتقاء يافته به محور مهارتي برسند و در محور نگرشي و دانشي،اهداف از سطح فهم حافظه‌اي ارتقاء يافته و به سطح فهم كاربردي تعالي پيدا كنند ودر محور مهارتي و رفتاري، اهداف از سطح توانايي به سطح مهارت در اجراء برسند.[2]

چنين حوزه‌اي، مهارت‌محور است و تلاش اساتيد و شاگردان براي توليد اطلاعات لازم براي‌كارگيري در عمل است. طلاب چنين حوزه‌اي را فقط در حال شنيدن سخنراني استاد دركلاس و سپس شنيدن تكرار اين سخنراني توسط هم‌بحث مشاهده نخواهيد كرد؛ بلكه طلاب رابيشتر در حال تفكر و حل تمرين و همفكري و گفتگوهاي علمي و نوشتن خواهيد يافت. اين طلاب در مواجهه با مردم، از بيسواد گرفته تا متخصصين رشته‌هاي علمي و تجربي، مي‌توانندبه سوالِ «نظر اسلام در مورد.....چيست؟»  پاسخ بگويند و در برابر درخواست منطقِ چنين نظري، استدلال كنند و نسبت به نقد و شبهات وارده به اين نظر، دفاع علمي نمايند.[3]اين طلاب وقتي جايي از قرآن يا نهج‌البلاغه باز مي‌شود مي‌توانند محتواي متن رابراي مخاطب به‌گونه‌اي بيان كنند كه گويا الان مورد خطاب خداوند است و مقصود ومنظور او را حسّ مي‌كند؛ اخلاقِ يك عالم ديني در اين طلاب نهادينه شده است[4]و به زندگي علمي[5]علاقه وافر دارند.

 

ايجاد مهارت‌هاي كيِفي

 +

ترويج فرهنگ «زندگي علمي معنوی»

 «مهارت‌هاي‌ كِيفي» را براساس نيازهاي زندگي و محورهايي كه علوم و معارف اسلام متكفل هستند مي‌توان با ده شاخص توصيف كرد:

  1. مهارت ترجمه بلاغي گزاره‌هاي دين (يعني توانايي انتقال حسِّ موجود در عبارات به مخاطب)
  2. مهارت كشف مغالطات در گفتارهاي روزمره و در گفتارهاي علمي
  3. مهارت ارائه استدلال‌ها به صورت قالب‌هاي منطقيِ پايه
  4. مهارت تبيينِ نگرش، قانون و فرهنگ اسلام به صورت سيستم‌هاي ملموس در زندگي
  5. مهارت تنظيم قراردادهاي مورد نياز مردم براساس موازين شرعي و قانوني
  6. مهارت مشاوره براي حل‌وفصل اختلافات رايج حقوقي
  7. مهارت اثبات انسجام و معقوليت و كارآمدي سيستم‌هاي ديني
  8. مهارت اثبات برتري سيستم‌هاي ديني نسبت به سيستم‌هاي مشابه
  9. مهارت مشاوره فرهنگي و رفتاري براي حل مشكلات زندگي
  10. مهارت عبوديت

مهارت در دو سطح شفاهي و مكتوب و در چهار حوزه داخلي، بين‌المذاهب،‌ بين‌الاديان و بين‌الملل

 راهبردهاي خاص:

درجوانب مختلف فعاليت‌هاي حوزه، جدول زير مصاديق راهبردهاي حركت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب را ارائه كرده است.

راهبردهاي محورهاي خاص:

رديف

محورها

نماية وضع موجود

استراتژي وضعيت مطلوب

1.                     

كتاب‌هاي درسي

حركت به سوي ساده‌سازي براي حفظ

حركت به سوي كاربردي‌سازي براي عمل

2.                     

شيوة تدريس

انتقال مطالب كتاب به علم‌آموزان

توليد مطالب كتاب توسط علم‌آموزان

3.                     

شيوة امتحانات و ارزيابي‌ها

ارزيابي حافظه در انتهاي هر سال

ارزيابي كارآمدي و كارآيي در انتهاي هر علم

4.                     

اساتيد

سخنرانان علمي

راهنمايان تحقيقات علمي

5.                     

مدارك و مدارج علمي

معيار پرداخت در استخدام

معيارِ كيفيت علمي

6.                     

مدارس علميه

محل خدمات آموزشي و خوابگاهي

مركز مطالعات و تحقيقات علوم و معارف اسلام

7.                     

تحقيقات

علم‌محوري

توليد مدل و سيستم

8.                     

پايان‌نامه‌ها

ابزار اخذ مدرك

حلال مشكلات زندگي فردي و جهاني

9.                     

تبليغ

سخنراني اخلاقي

فعال‌سازي تفكر

10.                  

تاليف

ارائه كليات و مباني

توليد مدل‌هاي اجرايي مستند به مباني

11.                  

نخبگان

انتخاب با معيارهاي كمّي و حافظه‌اي

انتخاب براساس معيارهاي كيفي و تحليلي

12.                  

مديريت

روزمره و مساله‌محور

آينده‌ساز و شاخص‌‌محور

13.                  

خدمات

مراجعه‌اي

شهرك‌هاي علمي يا خدمات متحرك

14.                  

امور مالي و شهريه

پرداخت چهره‌به‌چهره و يكسان

واريز به حساب و متفاوت براساس توليدات علمي و فعاليت‌هاي مرتبط

15.                  

فرهنگ عمومي طلاب

تلاش براي تبليغ و اصلاح مردم

تلاش براي توليد مدل‌هاي زندگي اسلامي

ازآنجايي‌كه مركز و محور عمده در حوزه فعاليت‌هاي آموزشي است، براساس راهبرد كلانِ«مهارت‌محوري» براي ايجاد تحول در حوزه‌هاي علميه، راهبردهاي تحول‌ در نظام آموزشي حوزه با تطبيق بر مصاديق، در قسمت بعد ارائه مي‌گردد.


[1] غررالحكم، ص45

[2] مقصود از كلمۀ «بتواند»در اهداف، اين است كه عمل مورد نظر به‌تنهايي و مستقلا در زمان انتظاري از آن عمل،انجام شود و اثر تعريف شده را ايجاد كند.

[3] يعني نگرش‌هاي اسلام،‌قوانين اسلام و فرهنگ اسلام را مي‌فهمند، تبيين مي‌كنند، استدلال دارند و دفاع مي‌كنند.

[4] يذكركم الله رويته، يزيدفي علمكم منطقه،‌ يرغبكم في الاخره عمله

[5] در برابر زندگي مالي وزندگي اجرايي

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir