ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
جمعه 22 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام > نقشه مسائل > نقشه علم و طبقه بندی علوم

نقشه علم و طبقه بندی علوم

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث: نقشه دانش و مدل طبقه‌بندی علوم با اقتباس از نگرش اسلام (مقاله + اسلاید)

مساله بحث: طبقه‌بندی علوم، آینه‌ای برای نوع نگاه، زاویه دید به جهان، انسان و زندگی اوست، هر دستگاه فکری که بخواهد در مقیاس تمدنی فعالیت کند باید مدلی برای طبقه‌بندی علوم ارائه نماید؛ مدل طبقه‌بندی علوم براساس نگرش اسلام چگونه است؟

پیش‌فرض: پارادایم شبکه‌ای (برای دست‌یابی به توضیح این اصطلاح روی عنوان کلیک کنید)

فرضیه بحث: 

1. مدل پیشنهادی با اقتباس از گزاره‌های دین، مدل پیشینی است نه پسینی. یعنی به دنبال این نیستیم که بشر چه دانش‌هایی را تولید کرده است و ما با دسته‌بندی آنها به یک طبقه‌بندی برسیم، بلکه براساس اهدافی که دین در زندگی بشر دنبال می‌کند، علومی را برای رسیدن به آن پیشنهاد می‌دهد و این پیشنهاد‌ها، ملاک طبقه‌بندی و ساختار دانش قرار می‌گیرد و سپس اطلاعات و علوم تولیدی بشر در قفسه‌های این مدل طبقه‌بندی توزیع می‌گردد. 

2. طبق اهداف اسلام، هسته مرکزی آنچه يك انسان بايد بداند راه رسيدن به خدا و سعادت ابدي است و به‌دلیل شبکه‌ای بودن هستی و برآیندی بودن حرکت‌ها، تغییرات و نیروها در انسان، رسيدن به اين هدف حاصل نمي‌شود مگر با تعادل و سلامت در :

1. بدن _ فكر _ قلب ( ارتباط با خود )

2. خانواده _ محيط كار _ جامعه ( ارتباط با همنوع )

3. محيط زيست ( ارتباط با دنيا )

4. شناخت آنچه براي ورود به عوالم بالا لازم است ( ارتباط با ماوراء )

دست يابي به محورهاي فوق نيازمند شناخت چهار شاخة زير است :

1. دين

2. طب و بهداشت فردي و جمعي _ جسمي‌ورواني _ انساني و محيطي

3. روش‌هاي ارتباطي

4. روش‌هاي ايجاد ابزار برای رسیدن به اهداف (با تعادل و كنترل درفعاليت‌ها)

اطلاعات لازم در هر يك ازاين شاخه‌ها، سه لايه دارد:

1. شناخت هستي و موقعيت موضوعات درمعماري هستي (نگرش‌ها)

2. حداقل‌هاي ضروري و روش دست‌يابي به آنها (قوانين)

3. حداكثر‌هاي مطلوب و راه رسيدن به آنها(فرهنگ‌ها)

علوم باید بتوانند به سوالات زیر پاسخ دهند:

· چگونه ارتباط مطلوب با خدا داشته باشيم؟

· چگونه به هدف زندگي برسيم؟

· چگونه قلب و روح سالم داشته باشيم؟

· چگونه فكر و ذهن فعال و خلاق داشته باشيم؟

· چگونه بدن سالم و قوي داشته باشيم؟

· چگونه ارتباط مطلوب با ديگر انسان‌هاداشته باشيم؟

·  چگونه محيط زندگي سالم داشته باشيم؟

·  چگونه نيازهاي خود را به راحتي برطرف كنيم؟

براساس روایات،‌ مدل طبقه‌بندی علوم را می‌توان به‌صورت زیر ارائه کرد:


 تفسیر و تبیین بحث:

تعريف طبقه‌بندي (Classification): طبقه‌بندي عبارت است از: «كنار هم قرار دادن اشياء(واقعي) يا مفاهيم (ذهني) بر اساس تشابه‌ و تمايز با يكديگر و تعيينجايگاه و موقعيت آنها نسبت به يكديگر»؛ طبقه‌بندي يا رده‌بندي، تعيين سلسله مراتب و روابط است. 

خود را در وضعيّت زير قرار دهيد و ببينيد چه تصميمي مي‌گيريد؟

حجم انبوهي از هزاران پرونده، نوشته و كتاب‌هاي متنوع را به همراه يك فضاي محدود و امكانات لازم براي قفسه‌بندي و بايگاني و ارائة خدمات به شما مي‌دهند، و از شما مي‌خواهند كه يك كتابخانه درست كنيد. مسئوليّت نگهداري وپاسخگويي به هزاران مراجعه‌كننده كه خواستار اطلاعات گوناگون موجود در اين مجموعه هستند را نيز به شما واگذار مي‌كنند. در حالي كه منابع اطلاعاتي شما و مراجعه‌كنندگان هر روز بر تعدادشان افزوده مي‌شود و بسياري از اطلاعات درخواستي نيز از اهميّت‌هاي حياتي و اولويّت برخوردارند كه بايد به سرعت به دست آيند و اشتباه در ارائة آنها نيز مخاطره آميز است؛ از كجا شروع مي‌كنيد؟ 

طبيعي است كه اوّل بايد طرحي براي فضاي نگهداري كتاب‌ها داشته باشيد. ساختمان كتابخانه بايد چند طبقه داشته باشد؟ در هر طبقه به چند قفسه نياز داريم؟ در هر قفسه چند رديف؟ هر قفسه چه عنواني داشته باشد؟ هر طبقه چطور؟ كدام عناوين كنار هم قرار گيرند؟ 

موقعيّت ديگر: مقدار زيادي يادداشت و مقاله در موضوعات مختلف را در اختيار شما قرار داده‌اند تا آنها را در پوشه‌ها و كشوها دسته‌بندي كنيد. چند كشو و چند پوشه لازم داريد؟ هر كشو چه برچسبي بايد داشته باشد؟ هر پوشه چطور؟

منشأ توجه ذهن به طبقه‌بندي:

سرچشمة توجّه ذهن به طبقه‌بندي، مشاهدة اشياء مشابه (از جهت جنس يا نوع يا عوارض و آثار) است. اشياء يا مفاهيم مشابه در كنار هم قرار مي‌گيرند و از مقايسه آنها، مفهومي كلي انتزاع مي‌شود. (مانند مشاهده برگ چنار و برگ گيلاس و برگ انجير و ... كه با مقايسة آنها مفهوم كلّي «برگ» انتزاع مي‌شود.) سپس اين مفاهيم كلّي با يكديگر مقايسه مي‌شوند و مفهوم كلي‌تري انتزاع مي‌شود. (مانند مقايسة مفاهيم: برگ، ساقه، ميوه و ... كه از بررسي آنها مفهوم «گياه» انتزاع مي‌شود.) و به همين ترتيب به سوي كلي‌تر شدن پيش مي‌رود تا به كلي‌ترين مفاهيم كه مفهوم «وجود» است مي‌رسد.

نياز به طبقه‌بندي:

آنچه در عصر فعلي مورد نياز و توجه آگاهانه يا ناخودآگاه عموم مردم دنيا است، دست‌يابي به يك طرح و برنامه (يك سيستم و نظام) در امور مختلف حياتي است. نظام فكري و جهان‌بيني- نظام شهرنشيني- نظام اقتصادي- نظام پزشكي- نظام خانوادگي- نظام آموزشي- نظام توليدي- نظام مصرفي- نظام ارتباطاتي- نظام امنيتي- و ... ؛ به عبارت ديگر اطلاعات مجزا از يكديگر و نه در قالب پيكرة يك سيستم، مخاطبين خود را از دست داده و مثمر ثمر نيز نمي‌باشد و جز خستگي براي مخاطب ارمغاني ندارد. بنابراين براي مديريت صحيح اطلاعات، ضرورت طراحي يك «سيستم‌ طبقه‌بندي‌ اطلاعات» احساس مي‌شود.

تعريف طبقه‌بندي (Classification): طبقه‌بندي عبارت است از: «كنار هم قرار دادن اشياء (واقعي) يا مفاهيم (ذهني) بر اساس تشابه‌ و تمايز با يكديگر و تعيين جايگاه و موقعيت آنها نسبت به يكديگر». طبقه‌بندي يا رده‌بندي، تعيين سلسله مراتب است و با مفهوم «عدل» (وضع كل شيء في موضعه) ارتباط دارد.

تعريف رده يا طبقه (class): به دسته يا گروه‌هاي متمايز از يكديگر كه داراي ويژگيهاي مشترك هستند اطلاق ميشود. به هر عنوان موضوعي كه مجموعه‌اي از زيرعنوانها (دانشها) را با مشخصات مشترك در بر گرفته باشد رده يا طبقه مي‌گويند.

اصول طبقه‌بندي كردن:

براي يك طبقه‌بندي مطلوب و مناسب بايد اصول زير مراعات شوند :

1-  موضوع طبقه‌بندي مشخص شود (آيا مي‌خواهيم تمام دانش بشري را طبقه‌بندي كنيم يا فقط مثلاً اطلاعات مربوط به بدن را؟)

2-  كلية موضوعات مهم و موجود كه مي‌خواهيم طبقه‌بندي كنيم فهرست شوند. (جامعيت)

3-  مواردي كه در موضوع كلّي طبقه‌بندي نيستند در فهرست داخل نباشند. (مانعيت)

4-  عناصر موجود در فهرست، با يكديگر مقايسه شوند و تشابهات و تمايزات آنها استخراج شود. (تشابه در جنس يا نوع يا عوارض و آثار)

5-  دسته‌بندي‌هاي به‌دست آمده بر اساس يكي از دو ملاك زير، رتبه‌بندي شوند:

أ‌-    ميزان اثرگذاري و اهميّت نسبت به هدفي كه به خاطر آن طبقه‌بندي مي‌كنيم.

ب‌-   نوع ارتباط با يكديگر (ارتباط عام و خاص؛ ارتباط كلّي و جزئي؛ ارتباط كلّ و جزء)

انواع طبقه‌بندي:

ما با دو نوع از طبقه‌بندي مواجه هستيم. گاه محقق در صدد آن است كه مجموعة علوم بشري را در يك ساختار منطقي قرار دهد و با رعايت اصل عام و خاص بودن، علوم را به صورت زيرمجموعه‌اي دسته‌بندي كند؛ و گاه محقق در مقام يك كتابدار در صدد آن است كه مجموعة كتابها و اسنادي كه از دانش بشري در دست اوست به نحوي طبقه‌بندي كند تا در پاسخگويي به مراجعه‌كنندگان بتواند در كمترين زمان و با صرف كمترين هزينه سند مورد نظر را بازيابي كند.

بنابراين واضح است كه هدف فيلسوف و كتابدار در طبقه‌بندي علوم متفاوت است كه در ادامه مطلب، هر كدام از اين دو حالت را به طور مجزا مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

1. طبقه‌بندي علوم يا ساختار علوم

هدف از اين طبقه‌بندي:

        1. تمركز در ارتباطات مكاني، زماني، فكري، كاربردي، و ...

        2. ارائة تصوير بيروني (جامع و كلي‌نگر) براي تشخيص روابط و پيوندهاي ميان واحدهاي آن مجموعه.

        3. تفكيك موضوعات.

طرح‌هاي طبقه‌بندي علوم:

‌أ-   طبقه‌بندي اوپانيشادها (Upanishads):

به اعتقاد كومار پيش از آن كه رده‌بندي در يونان باستان آغاز شود، در اوپانيشادها (كتاب مقدس هندوان) كه در برگيرندة رساله‌هاي فلسفي، عرفاني و ديني است، تقسيم‌بندي موضوعي يا رده‌بندي وجود داشته و همة علوم در اين مجموعه (به زبان امروزي) به چهار بخش تقسيم شده‌اند:

1.    دارمد (حقوق، الاهيات، اخلاق و جامعه‌شناسي)

2.    آرته (تاريخ، علوم سياسي، اقتصاد و علوم كاربردي)

3.    كاما (ادبيات، هنرهاي زيبا و علوم خاص)

4.    موكشا (فلسفه و تجربه معنوي)

‌ب-  طبقه‌بندي افلاطون (Plato):

از دانشمندان يوناني، افلاطون (از 347 - 427 پ م) كه به ديالكتيك اهميت بيشتري ميداد، علوم مقدماتي را شامل چهار علم به شرح زير ميداند:

1.    حساب

2.    هندسه

3.    نجوم

4.    موسيقي

‌ج-    طبقه‌بندي ارسطو (Aristotle):

ارسطو (از 321 يا 322 - 384 پ م) با ديد گسترده‌تري دانش بشري را به ترتيب زير رده‌بندي ميكند:

1.    نظري (الاهيات، ما بعد الطبيعى، رياضيات و فيزيك)

2.    عملي (اخلاق، سياست، اقتصاد و فن خطابه)

3.    توليدي يا خلاق (شعر و هنرها)

نظام رده‌بندي ارسطويي تا پايان سدة شانزدهم، پاية رده‌بندي و چارچوب دانش به شمار مي‌آمد.

‌د-    طبقه‌بندي فارابي (Al-Farabi):

رده‌بندي فارابي (از 259 – 339 ق = ؟873 - 950 م) در كتاب احصاء العلوم:

1.    علم زبان يا علوم انساني

2.    علم منطق

3.    علم تعاليم (رياضيات)

4.    علم طبيعي و علم الاهي

5.    علم مدني (اخلاق و سياست) و علم فقه و كلام

‌ه-     طبقه‌بندي اخوان الصفا و خلان الوفاء:

رساله‌هاي اخوان الصفا (عده‌اي از حكماي اسلامي):

1.    القسم الرياضي

2.    القسم الطبيعي

3.    قسم النفسانيات و العقليات

4.    قسم الآراء و الديانات

‌و-    طبقه‌بندي ابن سينا (Avicenna):

ابن سينا (از 370 – 428 ق = 980 – 1038 م) كتاب خود «شفا» را به ترتيب زير دسته‌بندي كرده است: 

       1.      الاهيات

       2.      رياضيات

       3.      طبيعيات

       4.      منطق

‌ز-    طبقه‌بندي قطب الدين شيرازي:

قطب الدين محمد بن ضياء الدين مسعود شيرازي (وفات: 710 ق = 1311 م) در كتاب درى التاج، ص 149، فصل مشبعي را به تقسيمات علوم اختصاص داده است كه اصل و اساس آن تقسيم ارسطو مي‌باشد.

‌ح-    طبقه‌بندي راجر بيكن (Roger Bacon):

سال‌هاي بعد با ترجمة متون عربي به لاتين و با جذب علوم يوناني - اسلامي در اروپاي غربي، رده‌بندي علوم پي گرفته شد.

راجر بيكن (1214- 1294 م) طرح وسيع نظم دائرى المعارفي را در چهار بخش به وجود آورد:

1.    دستور زبان و منطق

2.    رياضيات

3.    علوم طبيعي

4.    مابعد الطبيعى

‌ط-    طبقه‌بندي كنراد گسنر (Konrad Gesner):

رده بندي علوم كنراد گسنر (1516 – 1565 م) كه پايه‌اش همان رده بندي ارسطو بود در خور توجه است. وي علوم را در 4 شاخه تقسيم كرده است:

1.    الاهيات

2.    حقوق

3.    طب

4.    هنر

‌ي-    طبقه‌بندي فرانسيس بيكن (Francis bacon):

فرانسيس بيكن Francis bacon (1561 – 1626 م) تغييراتي را در رده‌بندي ارسطو به وجود آورد.

‌ك-  طبقه‌بندي يوهان آلستد:

با آغاز سدة هجدهم و افزايش رشته‌هاي علوم، در رده‌بندي نيز دگرگوني ايجاد شد. يوهان آلستد در دايرى المعارف خود، تقسيم بندي زير را به وجود آورد:

1.    مابعد الطبيعى

2.    دانش هواشناسي

3.    فيزيك

4.    حساب

5.    هندسه

6.    تشريح جهان

7.    نجوم

8.    جغرافيا

9.    اپتيك

10.     موسيقي

11.     مكانيك

12.     كشاورزي

13.     متالورژي و غيره

سالهاي بعد در رده‌بنديهاي علوم، تقسيم دوارزشي، يعني تقسيم علوم به دو بخش متفاوت مانند ذهني و تشريحي، خالص و مخلوط، خالص و تجربي، قراردادي و تجربي، مجرد و ملموس، بنيادي و وابسته، عمومي و خالص، عمومي و كاربردي و غيره، و نيز تقسيم علوم به نظم سلسله مراتبي از سوي دانشمنداني مانند آگوست كنت، هربرت اسپنسر، ويليام هيوئتل و نيز انواع رده‌بندي‌ها با گرايشهاي ذهني و تحليل عيني و ماديگرايانه از سوي دانشمنداني مانند استانلي، شيلدز، ككوله، و انگلس مطرح شد.

‌ل-   طبقه‌بندي دائره المعارف بريتانيكا (Encyclopædia Britannica 2007):

      1-   هنر

·       معماري

·       رقص

·       زبان و ادبيات

·       تصاوير متحرك

·       موسيقي

·       ورزش

·       تئاتر

·       هنرهاي مجازي

      2-   جغرافيا

·       شهرها

·       قاره‌ها

·       كشورها

·       بيابان‌ها

·       جزيره‌ها

·       مناطق تاريخي

·       نقشه‌برداري

·       كوهستانها و تغييرات طبيعي زمين

·       اقيانوس‌ها و آبراه‌ها

·       ايالت‌ها

·       تالاب‌ها

·       باقي مناطق

      3-   رياضيات و علم

·       حيوانات

·       هيئت

·       شيمي

·       زمين‌شناسي

·       بهداشت

·       علوم مربوط به موجودات زنده: زيست‌شناسي، گياه‌شناسي، حيوان‌شناسي و موضوعات وابسته

·       رياضيات

·       فيزيك

·       گياه

·       تكنولوژي

       4-   علوم اجتماعي

·       اقتصاد

·       حكومت

·       جشن‌ها و تعطيلات

·       مردم و فرهنگ‌ها

·       مذهب

·       تاريخ بريطانيا

·       تاريخ آمريكا

·       رئيس‌جمهورهاي آمريكا

·       تاريخ جهان

‌م-    طرح طبقه‌بندي دائره المعارف اینكارتا 2007 (Microsoft Encarta 2007):

      1-   تاريخ

·       ...

      2-   جغرافيا

·       مفاهيم پاية جغرافيا

·       آبها

·       كانادا

·       قاره‌ها و سرزمين‌ها

·       كشورها

·       مناطق مشهور

·       كوهستان‌ها و بيابان‌ها

·       آمريكا

·       شهرهاي جهان

      3-   مردم و اجتماع

·       انسان‌شناسي

·       زندگي نامه‌ها

·       اقتصاد و مؤسسات تجاري

·       سالنامه و تعطيلات

·       حكومت و قانون

·       روانشناسي

·       دين و فلسفه

·       وقايع اجتماعي

      4-   علم و طبيعت

·       هيئت و فضا

·       شيمي

·       كامپيوتر

·       زيست‌شناسي

·       محيط زيست

·       بدن انسان

·       مخترعين و دانشمندان

·       رياضيات

·       فيزيك

·       تكنولوژي و حمل و نقل

      5-   ادب و هنر

·       هنر و معماري

·       ادبيات و نوشته‌جات

·       موسيقي و رقص

·       اسطوره‌شناسي و آداب و رسوم (فولكلور)

·       مردم در هنر

·       تئاتر، فيلم و تلويزيون

·       فيلم‌هاي مشهور

      6-   ورزش و سرگرمي

·       ورزش

·       حيوانات دست‌آموز

·       بازي و سرگرمي

تصویری از طرح‌های طبقه‌بندی علوم به‌طور کلی:

طرح‌هاي طبقه‌بندي علوم و معارف اسلامي:

‌أ-   طبقه‌بندي انجمن مطالعات اسلامي هند:

1-  قرآن

2-  حديث

3-  فقه

4-  كلام و عقائد

5-  فرق اسلامي

6-  اخلاق

7-  آداب و رسوم

8-  تصوف و عرفان

9-  تاريخ و طبقات و تراجم

‌ب-  طبقه‌بندي نهج البلاغه صبحي صالح (در تهية فهرست):

1-  عقائد ديني

2-  احكام شرعي

3-  عبارات فلسفي و كلامي

4-  تعاليم اجتماعي

5-  دعاها

6-  شعرها

7-  وقايع تاريخي

‌ج-    طبقه‌بندي دليل نهج البلاغه:

1-  الاهيات

2-  نبوت

3-  عقائد و احكام

4-  امامت و خلافت

5-  تاريخ

6-  اجتماع و سياست و اقتصاد

7-  اخلاق

‌د-     استخراج نظام فكري مؤلف دورة علوم و معارف اسلام: (انتقال به متن کتب دوره علوم و معارف اسلام)

حضرت علامه آيه الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني قدّس الله نفسه الزكيى مجموعة مصنّفات خود را به صورت زير طبقه‌بندي كرده‌اند كه با توجه به ديد كلاني كه در آن به كار رفته است، مي‌توان آنرا يكي از طبقه‌بندي‌هاي علوم و معارف اسلام به حساب آورد.

نگرش فرد مسلمان به خدا و خلقت (توحيد علمي و عيني و الله شناسي)

نگرش فرد مسلمان به ولايت (امام شناسي)

نگرش فرد مسلمان به هدف خلقت (معادشناسي)

ارائة راه و روش و موارد ملموس در رسيدن به هدف (رسالة لب اللباب و بحرالعلوم و مهرتابان و روح مجرد)

ارائة الگوهاي صحيح در جوانب مختلف زندگي براي ايجاد قابليت و فعليت در رسيدن به هدف (رسالة بديعه و نوين و وظيفة فرد مسلمان و ولايت فقيه و نكاحيه و نامة قانون اساسي و نورملكوت و لمعات الحسين)

·       دورة معارف

·       الله شناسي

·       امام شناسي

·       معاد شناسي

·       دورة علوم

·       اخلاق- حكمت- عرفان

·       تفسير

·       فقه

·       تاريخ

2. طبقه‌بندي يا رده‌بندي كتابخانه‌اي 

در رده‌بندي كتابخانه‌اي هدف اصلي تسهيل دسترس‌پذيري به هر نوع اطلاع و دانشي است كه در كتابها و ساير رسانه‌ها اعم از چاپي و غير چاپي نهفته است. بنابراين در كتابخانه در واقع ما «اطلاعات» را رده‌بندي ميكنيم و در رده‌بندي اطلاعات، اصول عملي در مقايسه با اصول نظري از اهميت بيشتري برخوردار است. به زباني ديگر منظور از رده‌بندي در كتابخانه تنها نشان دادن رابطة اساسي اجزاء و عناصر نيست بلكه بيشترين منظور، نشان دادن رابطه‌ها و ارتباطاتي است كه بتواند به تسهيل در امر بازيابي كمك كند.[3] به عبارت جامع: سهولت دستيابي

البته نبايد از اين نكته غافل شد كه براي دستيابي به بهترين وجه ممكن در رده‌بندي، بايد در عين رعايت اصل سهولت دستيابي به اطلاعات، نزديك‌ترين حالت ممكن به ساختار عالم وجود را لحاظ كنيم تا طبقه‌بندي ما از انسجام دروني بيشتري برخوردار باشد.

نظام رده‌بندی‌های مشهور عبارتند از: دیویی ، کنگره ، کاتر ، کولن (انتقال به مقاله تفصیلی در مورد این نظام‌ها)


مستندات مدل طبقه‌بندی چهارمحوره برای شکل‌گیری کتابخانه‌های مخروطی چهار طبقه، با اقتباس از نگرش اسلام:

(علت نام‌گذاری این کتابخانه‌ها به «مخروطی چهارطبقه» این است که این طبقه‌بندی مبتنی بر ساختار هستی و عالم وجود است و در عالَم هستی از وحدت به کثرت گسترش به‌وجود می‌آید که تصویری مخروطی شکل را تداعی می‌کند؛ و براساس روابط چهارگانه انسان، دارای چهار محور کلی است که به شکل چهار طبقه احاطه محتوای هر طبقه بر طبقه زیرین خود را نشان می‌دهد.) (انتقال به شکل مخروطی هستی + نمایی از کتابخانه مخروطی چهارطبقه)

1. قال أميرالمؤمنين عليه‌السلام: «رَحِمَ اللهُ امرَءً عَلِمَ مِن أينَ و في أينَ و إلى أينَ».[1]

«خداوند كسي را كه بداند از كجا آمده است، و در كجا زندگي مي‌كند، و به كجا خواهد رفت، به كمال و سعادت مي‌رساند.»

2. قال الصادق عليه‌السلام: «وَجَدتُ عِلمَ الناسِ كُلَّه في أربع: أولها أن تَعرِفَ ربَّكَ، و الثاني أن تَعرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ، و الثالث أن تَعرِفَ ما أرادَ مِنكَ، و الرابع أن تَعرِفَ ما يُخرِجُكَ مِن دِينِكَ».[2]

«تمام آنچه دانستن آن براي مردم لازم است را در چهار محور يافته‌ام:

خدايت را بشناسي، بفهمي ‌با تو چه كرده است، بداني از تو چه مي‌خواهد، آنچه موجب انحراف تو مي‌شود را تشخيص دهي.»

اسلام، برنامة رسيدن مخلوق از سرآغاز خلقت به سرانجام آن است. لذا داراي محورهاي زير است:

1. نحوة نگرش و تعريف او از سرآغاز (عَلِم مِن أين / أن تَعرِفَ ربَّكَ)

2. نحوة نگرش و تعريف او از سرانجام (عَلِم إلي أين / أن تَعرِفَ ما أرادَ مِنكَ)

3. نحوة نگرش و تعريف او از مخلوق و فضاي خلقت (عَلِم في أين / أن تَعرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ)

4. نحوة نگرش و تعريف او از راه‌هاي ارتباطي مخلوق با سرانجام و نقاط بحران در مسير (عَلِم في أين / أن تَعرِفَ ما يُخرِجُكَ مِن دِينِكَ)

3. قال النبي صلّى الله عليه و آله: «العِلمُ عِلمانِ: عِلمُ الأديانِ و عِلمُ الأبدانِ».[3]

«مجموعة دانش‌ها بر دو دسته‌اند: علوم مربوط به تدبير روح و عوالم ماوراء، و علوم مربوط به تدبير جسم و عالم دنيا.»

4. قال الصّادق عليه‌السلام: «أوْلَى العلمِ بكَ ما لايَصلَحُ لكَ العَمَلُ إلاّ به و ألزَمُ العلمِ لكَ ما دَلَّكَ علَى صَلاحِ قَلبِكَ و ظهَر لكَ فَسادَه و أحمَدُ العِلمِ عاقِبَةً ما زادَ فِي عَمَلِكَ العاجِل».[4]

«مهم‌ترين اطلاعات براي تو آگاهي از روش صحيح زندگي است، و ضروري‌‌ترين اطلاعات براي تو آگاهي از روش معالجة بيماريهاي روحي است، و مفيدترين علم براي تو آگاهي از روش‌هاي آماده شدن براي عوالمي است كه در پيش داري.»

 5. قال أميرالمؤمنين عليه‌السلام: «العُلُومُ أربَعَةٌ: الفِقهُ للأديان، و الطبُّ للأبدان، و النحوُ لِلِّسان، و النجُومُ لِمَعرِفَةِ الأزمانِ».[5]

«اطلاعات لازم براي بشر چهار دسته هستند: دين شناسي، طب و بهداشت (علوم مربوط به حفظ و نگهداري بدن)، زبان و ادبيات (علوم مربوط به برقراري ارتباط)، نجوم (براي گاه‌شماري).»

اين روايت در حقيقت تقسيم حوزه‌هاي نياز بشري به اين چهار محور است: نياز به ارتباط با بي‌نهايت، نياز به اصلاح بدن، نياز به قدرت ارتباط با غير، نياز به مديريت امور.

معناي عام و كلي قابل استخراج از اين 4 محور عبارتند از:

1- علوم مربوط به فرهنگ و انديشه و قانون؛

2- علوم مربوط به حفظ و نگهداري تعادل در بدن و طبيعت و محيط زيست؛

3- علوم مربوط به ارتباطات؛

4- علوم مربوط به توزيع عادلانه امكانات و موقعيت‌ها و منابع.

6. قال الصّادق عليه‌السلام: «اُصُولُ المُعامَلاتِ تقَعُ عَلى أربَعَةِ أوجُهٍ: مُعامَلةُ اللهِ، و مُعامَلةُ النَّفسِ، و مُعامَلةُ الخَلقِ، و مُعامَلةُ الدنيا».[6]

«ارتباطات انسان در چهار محور است:

ارتباط با خدا، ارتباط با خود، ارتباط با همنوع، ارتباط با دنيا.»

طبق نگرش اسلام، آنچه انسان بايد بداند راه رسيدن به خدا و سعادت ابدي است. رسيدن به اين هدف حاصل نمي‌شود مگر با تعادل و سلامت در:

1. شناخت آنچه براي ورود به عوالم بالا لازم است (ارتباط با ماوراء[7]

2. بدن ـ فكر ـ قلب (ارتباط با خود)؛

3. خانواده ـ محيط كار ـ جامعه (ارتباط با همنوع)؛

4. محيط زيست (ارتباط با دنيا).[8]

 7. قال النبي صلّى الله عليه و آله: «إنّما العِلمُ ثَلاثَةٌ: ءآيَةٌ مُحكَمَةٌ، أو فريضَةٌ عادِلَةٌ، أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ».[9]

«علم مفيد براي بشر سه گونه است:

علوم مربوط به شناخت هستي و ارتباط آن با مبدأ خلقت، علوم مربوط به شناخت حقوق و قوانين، علوم مربوط به شناخت فرهنگ و روش زندگي برتر.»

اطلاعات لازم در هر يك از محورهاي ارتباطي زندگي انسان، سه لايه دارد:

1. نگرش‌هاي لازم به هستي و موقعيّت موضوعات در معماري هستي (نگرش‌ها)؛

2. حداقل‌هاي ضروري و روش دست‌يابي به آنها (قوانين)؛

3.  حداكثر‌هاي مطلوب و راه رسيدن به آنها (فرهنگ‌ها).

مرحلة سوم: طبقه‌بندي علوم بر اساس نگرش اسلام

1- به اين روايات نگاه كنيد:[10]

- «العلمُ يُرشدك و العملُ يبلُغ بك الغاية»؛ علم تو را راهنمايي مي‌كند و راه رشد و سعادت را به تو نشان مي‌دهد و عمل به آن علم تو را به هدف مي‌رساند.

- «تمامُ العلمِ استعمالُه»؛ تماميِ علم، به كار بردن آن است.

- «تمامُ العلمِ العملُ بموجَبه»؛ تماميِ علم، عمل به دستآوردهاي آن است.

- «خيرُ العلوم ما أصلحك»؛ ازميان علوم، آن‌كه نقائصِ نفْست را برطرف كند، انتخاب شده است.

- «العلمُ يَهتِف بالعمل فإن أجابه و إلاّ ارتحل»؛ علم به سوي عمل فرا ميخواند، اگر كسي پاسخش گويد و بدان عمل كند باقي مي‌ماند و الا از دست مي‌رود.

و همچنين روايات زير كه رابطة علم و عمل را بررسي مي‌كنند:

- «العلمُ مقرونٌ إلى العملِ فمن علِمَ عمِلَ و من عمِلَ علِمَ»؛[11] علم با عمل همراه است، پس هر كس دانشي كسب كند بدان عمل كند و هر كس به دانشي عمل كند دانشي جديد كسب خواهد كرد.

- «من عرف دلّتهُ المعرفة على العملِ و من لم‌يعمل فلامعرفة له‏»؛[12] هر كس شناختي برايش حاصل شود آن علم و شناخت چگونگي عمل را به وي مي‌نمايد و كسي كه به علمش عمل نمي‌كند در واقع شناخت حقيقي به دست نياورده است.

- «من عمِل بما يعلم علَّمهُ الله ما لا يعلم»؛[13] هر كس به آنچه مي‌داند عمل كند خداوند علم آنچه نمي‌داند را به وي خواهد داد.

 با بررسي اين روايات كه بر كاربرد دانسته‌ها تأكيد مي‌كنند به نتيجة زير مي‌رسيم:

«اصلی‌ترین مادة درسي براي تعليم و تربيت، علم زندگي در تمام ابعاد آن است.» يعني پيوسته كاربردي بودن علم بايد در نظر گرفته شود و نقش آن در زندگي ملموس باشد.

 2- انسان در تمام لحظات زندگي در حال برقراري ارتباط با موجودات ديگر است و نحوة زندگي انسان به كيفيت مديريت و تنظيم اين ارتباطات بستگي دارد. ارتباط با خدا، ارتباط با خانواده، ارتباط با دوستان، ارتباط با غذا، ارتباط با علم و دانش، ارتباط با طبيعت، ارتباط با خيال، ارتباط با كامپيوتر، ارتباط با دولت‌ها و ملت‌ها، و هزاران ارتباط ديگر كه انسان در يك سوي رشتة آن قرار گرفته است و هر كدام از اينها وي را به سمت خود مي‌كشند و كسي زندگي موفقي دارد كه بتواند در ميان اين كششها تعادل برقرار كند و با مديريت صحيح زندگي را به سرانجام برساند. به عبارت ديگر انسان پيوسته در حال فعل و انفعال است (كه از آن به ارتباطات تعبير مي‌كنيم) و اين فعل و انفعال از ارادة انسان سرچشمه مي‌گيرد كه حاصل توجه اراده به موضوعات پيرامون خود است.

 3- دانش‌ها را بر اساس نوع ارتباط آنها با انسان در زندگي و مقام عمل رده‌بندي كرده و هر كدام را در محور مخصوص خود قرار مي‌دهيم. دقيقاً همين كار در روايت شمارة 5 انجام شده است و علوم را بر اساس شاخصة پايه و بنيادين «ارتباطات» طبقه‌بندي كرده‌اند و لذا اين روايت را به عنوان راهبرد اسلام در طبقه‌بندي علوم می‌توان در نظر گرفت و الله العالم.

 نكته‌اي كه بايد لحاظ شود اين است كه در طبقه‌بندي محورهاي زندگي بر اساس ساختار وجودي و ساختار واقعیت خارجی جلو مي‌رويم، اما در طبقه‌بندي دانش‌ها به واسطة كثرت مراجعات و كاربرد بيشتر برخي از آنها، بعضي از علوم نسبت به بعض ديگر ضريب اهميتي پيدا كرده‌اند كه باعث شده است از آن ساختار وجودي فاصله بگيرد. از طرفي ناچاريم علوم موجود را طبقه‌بندي كنيم و لذا بايد تا حد امكان سعي كنيم بر اساس ساختار عينی پيش برويم كه هر چه طبقه‌بندي ما به آن ساختار وجودي نزديكتر بشود، رده‌بندي ما اعتبار بيشتري پيدا خواهد كرد. 

(دریافت فایل تحلیل تفصیلی مستندات روایی)

برخی تصاویر از شبیه‌سازی «کتابخانه مخروطی چهار طبقه»:




(دریافت فایل فیلم گردش مجازی در کتابخانه مخروطی چهارطبقه - 44MB)

[1]-أعلام الدين، ص 344 

[2]-كافي، ج 1، ص 50

[3]-بحار الأنوار ، ج 1، ص 220

[4]-أعلام الدين، ص 305

[5]-بحار الأنوار ، ج 1، ص 218

[6]-مصباح‌الشريعه، ص 5

[7]-چرا «معامله الله» به ارتباط با ماوراء ترجمه شده است؟ همانطور كه گفته شد چونحضرت در مقام جامعيت و كلان‌نگري تحديد اقسام كرده‌اند، پس نبايد چيزي خارج بماند.از طرفي مواردي مثل فرشتگان يا بهشت و جهنم در هيچ كدام از سه محور ديگر نيست (درقسمت معامله الخلق هم نمي‌تواند باشد چون به قرينة ادامة روايت كه اصول معامله الخلق ذكر مي‌شود معلوم مي‌شود كه مراد حضرت از مخلوق، همنوع انسان مي‌باشد) پسبايد در قسمت معامله الله باشد. لذا ذكر معامله الله ذكر مصداق اتمّ است نه داراي موضوعيت؛ يعني هر چه كه در مقام غير حسّ بشري قرار بگيرد.

[8]-با دقت در مضامين اين روايت و روايت شمارة 4 تشابه زياد اين دو روايت به دست مي‌آيد،و چه بسا هر دو روايت يك نوع تقسيم‌بندي را ارائه مي‌كنند.

[9]-كافي، ج 1، ص 32

[10]-از كتاب غررالحكم

[11]-الكافي، ج 1، ص 44

[12]-همان

[13]-أعلام‏ الدين، ص 301

[15]- تأثيرگذاري و تأثيرپذيري

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir