ویرایش یک NGO سازمان مردم نهاد، غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی- با هویت حوزوی- تاسیس سال 1428/1386/2007
 
چهارشنبه 20 آذر 1398
  Islamic Strategic Studies Institute  = www.isin.ir
موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
 
   

 شما اینجا هستید : موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام > روش شناسی > منطق و روش تحقیق

منطق و روش تحقیق

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث: « منطق و روش تحقیق »

مساله بحث: مراحل قدم‌به‌قدم کشف واقعیت‌ها و حل مساله‌ها چگونه است؟ 

پیش‌فرض:

1. منطق = تبیین روش تفکر برای کشف واقعیت‌ها (روش موجّة تعریف، توصیف، تبیین و تفسیر واقعیت‌ها) + روش تشخیص و تصفیه توهمات و مغالطات

2. روش تحقیق = تبیین مراحل‌قدم‌به‌قدم علمی و عملی برای کشف واقعیت‌ها (معتبرسازی روش + کارآمدسازی روش) 

3. فلسفه = تبیین ساختارهای عالم هستی و معادلات و روابط بین موجودات + لایه‌ها و ابعاد و زوایای پدیده‌ها در هستی

4. هستی، شبکه‌ای و برآیندی است. (انتقال به بحث تفصیلی)

فرضیه بحث:

1. روش تحقیق = روش تفکر،‌ طراحی و مدل‌سازی برای رسیدن به یک نتیجه

2.فلسفه و منطق = تعیین زیرساخت و ابزار برای روش تحقیق (تئوری تحقیق، به‌تعبیر دیویی)

3. مراحل تحقیق = تبدیل موضوع به مساله/ تولید شبکه مسائل مساله تحقیق(مساله‌شناسی)/ متغیرشناسی(استخراج اطلاعات درون موضوع)/ جستجوی اطلاعات درباره مسائل/ فرضیه‌سازی/ تبیین استدلالی یا شواهدی/ مدل‌سازی/ اجرا/ کنترل و بازخورد

 تبیین بحث:

در تعریف علم منطق چنین آمده است: ابزاری روشمند که سبب پیشگیری از خطا در تفکر می‌شود. (آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر؛ ر.ک. منطق مظفر) لکن با بررسی سرفصل‌ها و محتوایی که در علم منطق آمده است باید تعریف جدیدی از منطق ارائه شود؛ قسمتی از منطق، شرح مفاهیم و نحوه تولید آنهاست،‌ قسمتی از آن شرح قضایای بدیهی و شاخص آنهاست، که این دو قسمت،‌ مربوط به «معرفت‌شناسی و ذهن‌شناسی» است و پیش‌نیاز مباحث منطقی است. 

اصل مباحث منطق، که «مُعرِّف و حجّت» است، از نحوه تولید تعاریف موجّه و استدلال‌های موجّه بحث می‌کند. براین اساس می‌توان گفت: علم منطق، علم تجزیه و ترکیب مفاهیم برای تولید تعاریف و استدلال‌هاست.

تولید فکر و حل مساله،‌ روش موجّه لازم دارد و تولید تعریف و استدلال بخشی از فرآیند «حل مساله» است؛ روش تحلیل و شناسایی مساله واقعی (و تفکیک از مساله‌نماها)،‌ روش تحلیل پدیده‌ها (تحلیل تجربی، پدیدارشناسانه، تحلیل مفهومی، تحلیل تطبیقی،‌تحلیل میان‌رشته‌ای و...)،‌ روش ترکیب اطلاعات برای تولید مدل (چه فرآيندی سبب ارتباط موثر میان داده‌ها می‌شود تا مساله حل شود؟)،‌ همه این موارد برای حل مساله لازم هستند در حالی‌که در علم منطق از آنها مستقیما بحث نشده است و «روش تحقیق» عهده‌دار بررسی و ارائه این موارد بوده است. 

تحقيق در لغت بررسي كردن و درست كردن و رسيدگي كردن است و در اصطلاح، فعاليت‌هاي قدم به قدم فكري است كه براي كشف واقعيت‌ها و منطبق كردن انديشه با واقعيت به هدف حل  مسأله و پاسخ به سؤال انجام مي‌شود. 

تحقيق به دنبال تفكيك واقعيت‌ها ازتوهمات و خيالات است. زندگي ظاهري و باطني انسان در صورتي بقاء و رشد دارد كه براساس واقعيت‌ها استوار گردد و هماهنگ با قوانين و معادلات خلقت باشد؛ در غير اين‌صورت زندگي خيالي و رويايي خواهد بود كه دوامي‌ندارد و قدرتي براي حركت دادن فرد در زندگي نخواهد داشت. تحقيق انسان را قادر مي‌سازد كه حركت به سوي اهدافِ خود راكنترل كرده و با پيش‌بيني و هوشياري گام بردارد. 

محتويات ذهني ما تابع اراده ما هستند؛ به محض كوچكترين تصميم و اراده مي‌توان تصوير ذهني را تغيير داده يا محو كرد؛ اما موجودات و اشيائي وجود دارند كه تابع اراده و تصميم ما نيستند وبه صرف اراده نمي‌توان در آنها تصرف كرد. آنچه تابع اراده ما نيست و داراي وجودي مستقل و تحت قوانيني مستقلِ از ما قرار دارد، عالم خارج از ذهن ناميده مي‌شود. انسان به تجربه دريافته است كه اگر خود را با اين عالم هماهنگ نكند حيات او به خطر خواهدافتاد و جز با مراعات قوانين حاكم بر هستي نمي‌تواند به اهداف خود برسد. بنابراين بايد بتواند خيالات و توهمات ذهني را از انديشه‌هاي خود خارج ساخته و روشي را به كار گيرد كه واقعيت خارجي همان‌طور كه هست در ذهن او منعكس شود. روش تفكري كه بتواند انطباق با واقعيت را حاصل كند، روش تحقيق است. 

براین اساس اهداف و محتوای علم منطق به صورت زیر باید بازسازی شوند: قسمت اول: مباحث معرفت‌شناسانه + قسمت دوم: مباحث روش‌شناسانه + قسمت سوم: مباحث روش تحقیق و تولید علم و نظریه‌پردازی.

اهداف کاربردی منطق:

  1. ذهن و فكر و كيفيت توليد و تكثّر افكار را بشناسد و ضرورت تفكر خودآگاه و قدم‌به‌قدم را احساس كند.
  2. بتواند مفاهيم و تصورات خود و ديگران را به‌گونه‌اي بازسازي كند كه از تصور اجمالي و كلي خارج شده و منشاء تصميم و رفتار شوند.[1]
  3. «دستگاه فكري» را بشناسد و كيفيت پديد آمدن يك دستگاه فكري را بداند و بتواند با مهندسي معكوس به ذرات بنيادين آن برسد[2] و دستگاه را دوباره بازسازي نمايد.
  4. بتواند وجود پل و رابطة ميان ذهن و خارج از ذهن را ثابت كند و صدق دستگاه فكري مورد نظر خود را مستدل نمايد.
  5. توانايي تجزيه و تركيب گفتارهاي روزمره و بالخصوص آيات و روايات به قالب‌هاي منطقي را داشته باشد و مقدمات مخفي و غيرمذكور در آنها را آشكار سازد و بررسي نمايد.
  6. توانايي تشخيص و ارائه لوازم منطقي گفتارها و ادعاها را داشته باشد.
  7. بتواند رابطة منطق و ادبيات را در ضمن دستورزبان نشان دهد.
  8. بتواند رابطة منطق و قضاياي اعتباري را در ضمن امر و نهي‌ها و خوب و بدهاي روزانه نشان دهد و كيفيت توليد اعتباريات از حقايق را در قالب قياس‌هاي منطقي ارائه كند.
  9. بتواند در كوتاه‌ترين مسير، استدلال كند و استدلال‌هاي متفاوتي براي يك موضوع توليد نمايد.
  10. بتواند در هنگام مواجه با يك تفكر و ادعاي غلط، نَه فقط مخاطب را ساكت كند بلكه نسبت به اشتباه موجود در تفكرش اقناع نمايد.
  11. منطق جديد را بشناسد و بتواند علت پيدايش و وجوه تمايز آن با منطق قديم را توضيح دهد و قلمرو اعتبار منطق ارسطويي را در برابر نقدهاي منطق جديد مشخص كند.
  12. بتواند از منطق احتمالات و منطق فازي در تحليل گزاره‌ها و قضاياي روزمره استفاده كند. 

حداقلي قطعي:

بتواند گفتارهای روزمره و تخصصی را به قالب‌هاي منطقي تبديل كند و برهان يا مغالطه را استخراج نمايد.


اهداف روش تحقیق: 
  1. بتواند براساس فرآيند و روش انجام يك تحقيق علمي موجّه در زمينه علوم و معارف اسلام بازتوليد[1] علم كند.
  2. بتواند هندسه و شبكه بهم‌پيوسته علوم و معارف اسلام را به‌صورت يك دستگاه فكري و رشتة علمي تبيين كند به‌گونه‌اي كه مخاطب بتواند به سوالاتي كه راجع به موقعيت هر علم و محورهاي ارتباطي علوم با يكديگر و با زندگي معاصر مي‌شود پاسخ بگويد.
  3. بتوانيد مهارت‌هاي زير را به‌تدريج كسب كند و به كار ببرد:

1. مهارت سوال‌پردازي ونيازشناسي

2. مهارت تفكر و نفوذ به مساله وتوليد اوليه اطلاعات (بدون مراجعه به منابع و اطلاعات موجود)

3. مهارت كشف ذرات و معادلات بنيادين در هر علم و مساله‌اي

4. مهارت جستجوي ارتباطات و متغيرهاي دروني و بيرونيِ موضوعات (مهارت نگرش شبكه‌اي)

5. مهارت جستجوي منابع و اطلاعاتِ موجود در مورد موضوع و مساله

6. مهارت الگوریتم‌سازی

7. مهارت انتخاب و تصفيه اطلاعات براساس كارآمدي

8. مهارت ثبت، طبقه‌بندي، ذخيره‌سازي و بازيابي اطلاعات

9. مهارت مطالعات تطبيقي

10. مهارت شبيه‌سازي عملياتي اطلاعات و مدل‌سازي

11. مهارت آينده‌نگري و تصميم‌سازي

12. مهارت مباحثه و گفتگوي علمي

13. مهارت جذب و دريافت علم

14. مهارت تدوين مكتوبات علمي

15. مهارت توسعه افق‌هاي علمي

16. مهارت مديريت زمان و برنامه‌ريزي

17. مهارت بهبود مستمر

18. مهارت عبوديت (با شاخص‌هاي مذكور در روايت عُنوان بصري) 

جایگاه روش تحقیق در طبقه‌بندی علوم:


تحقيق،كشف حقيقت و منطبق كردن ذهن با واقعيات است؛ حال اگر واقعيت داراي جنبه‌ها و لايه‌هاي مختلف باشد، تحقيقي موفق و كاربردي خواهد بود كه بتواند واقعيت را با تمام جنبه‌هاو لايه‌هايش كشف كند. نفوذ به موضوع از هر کدام از ابعاد یا با هدف خاص، سبب شکل‌گیری نوعی از روش تحقیق می‌شود؛ جدول زیر نمایش نمونه‌ای از علت تنوع روش‌های تحقیق است:

شماره

روش

توضيح اجمالي

1

تحقيق بنيادي

تحقيقي كه به قصد كشف حقايق بيشتر انجام مي‌شود(چه خبرها و موضوعات ديگري وجود دارد؟)

2

تحقيق

كاربردي

مسأله  محور

تحقيقي كه به قصد حل مسأله  و رفع مشكلي انجام مي‌شود(چگونه مشكل را حل كنيم؟)

توسعه‌اي

تحقيقي كه به قصد رسيدن به وضعيّت بهتر انجام مي‌شود(چگونه وضعيّت را بهبود بخشيم؟)

3

تحقيق تاريخي

تحقيقي كه به قصد بررسي گذشته انجام مي‌شود (چه خبرهايي بوده است؟ چگونه مشكل موجود در گذشته حل شده يا قابل حل است؟ چگونه وضعيّت گذشته قابل بهبود مي‌توانست باشد؟)

4

تحقيق توصيفي

تحقيقي است كه فقط در سطح توصيف و تبيين موضوع انجام مي‌شود(موضوع چگونه است؟)

5

تحقيق تحليلي

تحقيقي است كه براي كشف علل و عوامل خاصي در رابطه با موضوع انجام مي‌شود(چرا اين‌گونه است؟)

6

تحقيق تجربي

تحقيقي كه از طريق تجربه و آزمايش مي‌خواهد به هدف خود برسد.

7

تحقيق ميداني

تحقيقي كه از طريق مشاهده و نمونه‌برداري آماري قصد رسيدن به هدف را دارد.

8

تحقيق كتابخانه‌اي

تحقيقي كه از طريق بررسي مدارك و اسناد و منابع و متون به دنبال دست‌يابي به هدف خود است.

9

تحقيق موردي

تحقيقي است كه با تمركز بر يك مورد و نمونه انجام مي‌شود. (چه به صورت تجربي و چه به صورت ميداني يا كتابخانه‌اي)

10

تحقيق تركيبي،سيستمي

تحقيقي است كه با ملاحظة موارد متعدد و مرتبط با هم و با ديد كلان‌نگري انجام مي‌شود.

روند عمومی یک تحقیق به‌صورت زیر است:


ابزارهای مساله‌شناسی و متغیرشناسی:

ابزارهای تحلیل و بُرش پدیده‌ها برای کشف ابعاد و لایه‌ها و ...

موجودات در عالم خلقت محدود به حدودي هستند(هر چه مخلوق است محدود است). اشياء مادي به‌واسطه عوامل زير در محدوديت قرار دارند: زمان، مكان، كميت،كيفيت، اثرگذاري و اثرپذيري (نوع رابطه با ديگر اشياء)، ارتباط با اجزاء داخلي خود. هر يك از اين حدود لايه و جنبه‌اي از شيء را تشكيل مي‌دهند.مجموعه اين جنبه‌ها (و به تعبير منطقي، مجموعه عوارض شيء) راه را براي نفوذ به جوهرة آن هموار مي‌كنند. در فلسفه و منطق به شناسايي اين جوانب پرداخته شده و بحثي به نام "مقولات عشر"مطرح شده است. بحث «مقولات عشر» از مهم‌ترین ابزارها برای تحلیل پدیده‌هاست؛ عصاره بحث"مقولات عشر" اين است كه اشياء داراي دَه خصوصيت هستند:

  1. جوهره و اصل وجود
  2. اندازه و مقدار (کمّ)
  3. چگونگي و كيفيت (کیف)
  4. اجزاء و عناصر داخلي (وضع) 
  5. نسبت آن با ديگر اشياء و موضوعات (اضافه)
  6. موقعيت زماني (این)
  7. موقعيت مكاني (متی)
  8. كلان بودن يا خُرد بودن (جِده)
  9. اثرپذيري (ان ینفعل)
  10. اثرگذاري (ان یفعل)

برخي از اين دَه جنبه خود لايه‌هاي ديگري دارند كه فهرست آنها اين‌گونه است:

جوهره و اصل وجود

  • سرچشمه اصلي وجود شيء(خميرمايه وجودي)
  • آنچه به خميرمايه اوليّه شكل داده است

اندازه و مقدار

  • طول و عرض و عمق
  • تعداد

چگونگي و كيفيت

  • قابليّت‌ها(آنچه مي‌تواند باشد)
  • خصوصيات ظاهري
  • خصوصيات دروني

اجزاء و عناصر داخلي

  • موقعيت اجزاء نسبت به هم
  • موقعيت اجزاء نسبت به خارج از شيء
  • نسبت آن با ديگر اشياء و موضوعات

موقعيت زماني

  • گذشته
  • حال
  • آينده

موقعيت مكاني

كلان بودن يا خُرد بودن

اثرپذيري (منفي يا مثبت)

اثرگذاري (منفي يا مثبت)

معادل هر يك از جنبه‌هاي مطرح شده،سؤال خاصي وجود دارد:

  1. اين موضوع از چه جنسي تشكيل شده است؟(خميرمايه آن چيست؟)
  2. هويت و شكل خاص آن چيست؟
  3. چقدر است؟
  4. در ظاهر چگونه است؟
  5. درون آن چه خصوصياتي دارد؟
  6. چه قابليّت‌هايي دارد؟
  7. چه اجزائي دارد؟
  8. اجزاء آن چه ارتباطاتي با هم دارند؟
  9. مجموعه اجزاء چه هدفي را دنبال مي‌كنند؟
  10. موقعيت اين موضوع وجايگاه آن در هستي و در ميان موضوعات ديگر چيست؟
  11. در گذشته چگونه بوده است؟
  12. الان در چه وضعيّتي قرار دارد؟
  13. در آينده ممكن است چگونه باشد؟
  14. در چه مكاني قرار دارد؟
  15. آيا يك موضوع كلان و بنيادي است كه موضوعات بسيار ديگري را تحت پوشش دارد يا يك موضوع خاص و در محدوده خود و تحت پوشش موضوعات ديگر؟
  16. از چه چيزهايي اثر مي‌پذيرد و چه اثرهايي و چه مقدار؟ و در چه موقعيت و زمان و مكاني و با چه قابليّت‌هاي بعدي؟
  17. بر چه چيزهايي اثر مي‌گذارد؟ چه اثرهايي و چه مقدار؟ و در چه موقعيت و زمان و مكاني و با چه قابليّت‌هاي بعدي؟

با توجه به جريان نظام علّت و معلولي در عالَم كه ذهن را به سوي چراها سوق مي‌دهد، فهرست سوالاتي كه هنگام توجه به يك موضوع مطرح مي‌باشد بايد تكميل گردد و كليّه موقعيّت‌ها و حالات و نسبت‌ها در تمام مراتب و لايه‌ها را دربرگيرد. ابزار «علل اربع» در فلسفه این مهم را به‌عهده دارد: 

  1. سوال از عامل تغییر (علت فاعلی)
  2. سوال از آنچه تغییر می‌یابد (علت مادی)
  3.  سوال از تغییری که باید پیدا کند (علت صوری)
  4. سوال از هدف از تغییر (علت غایی)

بنابراين سؤالات زير بايد به سؤالات سابق‌الذكراضافه شوند:

  1. چرا اين‌گونه است؟ (سوال از علت اصلي)
  2. چگونه اين‌طور شده است؟ (سوال از فعل و انفعالات، زمينه‌ها و مراحل)     
  3. به چه هدف و منظوري؟
  4. مشكلات كجاست؟ (سوال از آنچه ندارد وبايد داشته باشد يا عواملِ مانع)
  5. رابطه اين موضوع با موضوعات ديگرچگونه است؟ يكي هستند يا ضد هم هستند يا بخش‌هايي از اولي با بخش‌هايي از دومي مرتبط است؟ آيا يكي نسبت به ديگري زمينه‌ساز است يا علت است يا معلول است؟
  6. احتمالات مختلف در پاسخ سؤالات فوق کدام‌اند؟ (سوال از موارد قابل جايگزين)

اجمالي از اين بحث در قسمت "روش توليد تعريف‌هاي جامع از موضوعات"كه با نام "حد"در منطق آمده است نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرد و به عنوانِ "چه مطالبي راجع به يك چيز بايد بدانيم" ارائه شده است.

حضرت صادق عليه‌السلام در توضيحاتيكه به يكي از دوستان خود به نام "مُفَضَّل"راجع به توحيد ارائه كرده‌اندو با نام "توحيد مُفضَّل"مشهور شده است، مي‌فرمايند:

الحَقُّ الذَّي تُطْلَبُ مَعْرفَتُهُ مِنَ الأشْيَاءِ هُو أرْبَعَهُْْ  أوجُهٍ:

  1. أنْ يُنْظَرَ أ مَوجُودٌ هُوَ أم ليَسَ بِمَوجُودٍ؟
  2. أنْ يُعْرَفَ مَا هُوَ فِي ذَاتِهِ  و جَوهَرِهِ؟
  3. أنْ يُعْرَفَ كَيْفَ هُوَ و مَاصِفَتُهُ؟
  4. أنْ يُعْلَمَ لِمَاَ ذَا هُو َوِلأيِّ عِلَّهٍْْ؟

ترجمه:

براي شناخت موضوعات، چهار محور بايدبررسي ‌شود:

  1. آيا موضوع، واقعاً موجود است يا توهّم است؟
  2. جوهرة آن چيست؟
  3. چگونه است و چه صفاتي دارد؟
  4. چرا و به چه دليل موجود است؟ چهعاملي جوهرة آن‌را اين‌گونه كرده است و به چه دليل داراي اين صفات خاص است؟

متغيّرشناسي:

راه نفوذ ما به موضوعات و اشياء ازطريق آثار و خصوصيات آنها است. ذهن قدرت درك مستقيم جوهره اشياء را ندارد  و بايد از طريق ادراك آثار وخصوصيات آن پي بهسرمنشاء ‌ببرد. آثار و كاركردهاي اشياء و موضوعات هستند كه سبب رفع نياز ما و حل مشكل مي‌شوند، ارتباط ما با آنها به خاطر استفاده از آثار آنها است.

آثار و كاركردهاي اشياء‌ و موضوعات قابل تغيير هستند، مي‌توان آنها را از بين برد يا تقويت و تشديد كرد يا اثري ديگررا بر موضوع بار كرد (البته به علت اين‌كه آثار و كاركردها از عوارض يك ذات خاصه ستند در تغيير و تبديل، تابع محدودة آن ذات هستند، يعني هر تغييري  به هر صورتي قابل اجراء نيست بلكه بايد جوهره موضوع قابليّت پذيرش اين تغيير را داشته باشد مثلاً نور را مي‌توان شدت بخشيد ياضعيف كرد اما نمي‌توان اثر آن را تبديل به تاريكي نمود).

موضوعات با يكديگر و با اجزاء دروني خود فعل وانفعال دارند(اثرمي گذارند و اثر مي‌پذيرند). با برقرار كردن ارتباط بين موضوع مورد نظر و موضوعي با اثري ديگر يا ارتباط با جزئي ديگر مي‌توان  موضوع مورد نظر را تحت تأثير قرار داد وكاركردهاي آن را تغيير داد.

عوامل تأثيرگذار و تأثيرپذير در موضوعات را متغيّر مي‌ناميم(آنچه قابليّت تغييردادن يا تغييرپذيري دارد و با تغيير آن تغييراتي در وضعيّت موضوع مورد نظر به‌وجود خواهد آمد).

 متغيّرها انواع و مراتبي دارند كه عبارت است از:

  1. متغيّرهاي دروني(آنچه در درون موضوع مي‌تواند به سبب عواملي تغيير پذيرد و باعث تغيير موضوع شود)
  2. متغيّرهاي بيروني(عواملي كه از خارج از موضوع بر موضوع و اجزاء آن تأثير مي‌گذارند و سبب تغييري در آن مي‌شوند)
  3. متغيّرهاي مثبت (عواملي كه تغييرمطلوب و هماهنگ با هدف ما ايجاد مي‌كنند)
  4. متغيّرهاي منفي (عواملي كه تغييرات نامطلوب و زيان آور ايجاد مي‌كنند)
  5. متغيّرهاي تشديد كننده (عواملي كه سبب ازدياد  اثري در موضوع مي‌شوند)
  6. متغيّرهاي تضعيف كننده (عواملي كه سبب كاهش اثري در موضوع مي‌شوند)
  7. متغيّر اصلي (عاملي كه بيشترين تأثيررا براي رسيدن به هدف دارد)
  8. متغيّرهاي كمكي و جانبي (عواملي كه زمينه ساز و تقويت كنندة جريان اصلي هستند)
  9. متغيّرهاي نياز (عواملي كه براي رسيدن به مطلوب بايد نيرو و امكانات دريافت كنند)
  10. متغيّرهاي نيرو (عواملي كه امكانات لازم را براي رفع نياز دارند)
  11. متغيّرهاي كلان (عواملي كه بر طيف گسترده‌اي از موضوعات تأثير مي‌گذارند)
  12. متغيّرهاي جزء (عواملي كه بر يك مورد يا بخشي از آن تأثيرگذار هستند)
  13. متغيّرهاي كوتاه مدت
  14. متغيّرهاي بلند مدت
  15. متغيّر حداقلي (عاملي كه كمترين تأثيرگذاري يا تأثيرپذيري را دارد)
  16. متغيّر حداكثري (عاملي كه بيشترين تأثيرگذاري يا تأثيرپذيري را دارد)
  17. متغيّر كنترلي (عاملي كه هنگام نياز وارد جريان مي‌شود و مشكل را مهار مي‌سازد)
  18. متغيّر زمان
  19. متغيّر مكان
  20. متغيّر كميت
  21. متغيّر كيفيت
  22. متغيّر اولويت (عاملي كه نسبت به عوامل ديگر تأثير خود را زودتر و يا عميق‌تر مي‌گذارد و سپس ديگر متغيّرها مُجازبه اثرگذاري يا اثرپذيري هستند)
  23. متغيّر لايه و عمق (در چه لايه وعمقي اين تأثير انجام مي‌شود؟)
  24. متغيّر جهت (در چه جهت و زاويه‌اي تأثيرگذاري يا تأثيرپذيري انجام مي‌شود؟)
  25. متغيّرهاي همراه (عواملي كه بايدهمراه هم باشند تا تأثيرگذاري يا تأثيرپذيري انجام شود)

با مشاهده‌هاي دقيق و جامع از فعل وانفعالات جاري در هستي مي‌توان متغيّرهاي ديگري را نيز به اين فهرست افزود.

دستورالعمل نفوذ به موضوع:

اصل اول: براي كشف اطلاعات موجود در يك موضوع بايد دستورالعمل مشاهده دقیق را اجرا کرد.

اصل دوم:  براي انجام يك مشاهده دقيق و جامع بايد هرگونه سؤال ممكن و محتملي كه ربط منطقي به موضوع داشته باشد را مطرح نمود و در مشاهده به دنبال پاسخ آنها بود.

اصل سوم: براي رسيدن به جامعيت در مشاهده موضوع بايد كليه متغيّرهاي محتمل‌الوجود در درون و بيرون از موضوع را  شناسايي كرد.

اصل چهارم: مشاهده كلان و مشاهده خُرد هر دو بايد درباره موضوع انجام شوند.

بنابراين مي‌توان دستورالعمل زير راهنگام مواجهه با يك موضوع ارائه كرد:

  1. با ديد جزئي‌نگر نگاه كنيد و كليه متغيّرهاي دروني را شناسايي كنيد(هرگونه عناصرو اجزاء احتمالي دروني) و اين تجزيه و شناسايي را تا كوچكترين جزء ممكن ادامه دهيد.
  2. با ديد كلان‌نگر نگاه كنيد و متغيّرهاي بيروني مرتبط با موضوع را شناسايي كنيد و اين شناسايي و تشخيص ارتباطات را تا گسترده‌ترين فضا و محيط ادامه دهيد.
  3. متغيّرها را فهرست كنيد.
  4. با استفاده از تشخيصي كه نسبت به متغيّرها به دست آورديد، فهرست سؤالات مربوط به موضوع را تدوين كنيد (چه هدفي داريم و براي رسيدن به هدف، چه چيزهايي را بايد بررسي كنيم؟)

اين فهرست را مي‌توان به صورت زيرتدوين كرد: (شروع قسمت مدل‌سازی)

  1. تعريف نياز و شفاف‌سازي آن (تبيين وضعيّت موجود)
  2. تعريف اهداف (تعريف وضعيّت مطلوب)
  3. تعيين هدف كلّي و اساسي و ضريباهميّت آن (اگر حاصل نشود چه تبعاتي دارد؟)
  4. تعيين اهداف مياني (اهدافي كه بينوضعيّت موجود و مطلوب قرار دارند و براي رسيدن به هدف نهايي زمينه سازي مي‌كنند)
  5. تعيين زمينة اوليّه (شرايط اوليّه براي شروع حركت به سوي اهداف فوق)
  6. تعيين اجزاء دروني اهداف (تعريف متغيّرهاي دروني)
  7. تعيين كميت و كيفيت عناصر فوق (از هركدام چقدر و با چه كيفيتي؟ يعني بايد عناصر فوق به‌صورت قابل اندازه‌گيري تعريفشوند)
  8. تعيين ضريب اهميّت هر يك از عناصرفوق
  9. تفكيك بين حداقل لازم (مقداري از هدف كه به هيچ وجه قابل صرف نظر نيست و بايد حاصل شود) وحداكثر مطلوب
  10. تعيين اهداف منفي (آنچه نمي‌خواهيم ونبايد بشود)
  11. تعريف ارتباطات (تعريف عناصرمرتبط با وضعيّت موجود و اهداف مطلوب)
  12. چه چيزهايي سبب پيدايش نياز و مشكل شده‌اند؟ ضريب تأثير هر كدام در پديد آمدن مشكل چقدر است؟(تشخيص سرچشمه‌ها)
  13. چه مسائلي در اثر اين مشكل به‌ وجودآمده‌اند؟ اين مشكل، چه آثاري را ايجاد كرده است؟ بر چه نقاطي تأثير گذاشته است؟(تشخيص آثار و نتايج)
  14. چه عناصري مي‌توانند مفيد باشند؟ضريب مفيد بودن هريك چقدر است؟ (تشخيص امكانات)
  15. چه عناصري مي‌توانند مضر باشند وبراي رسيدن به اهداف مانع ايجاد كنند؟ ضريب مانعيت هر يك چقدر است؟ (تشخيص موانع)
  16. بررسي فعل و انفعال هريك از متغيّرهابا يكديگر، يعني كليه ارتباطات محتملِ عناصر دروني با هم، عناصر بيروني با هم،عناصر دروني و بيروني نسبت به يكديگر و كميت و كيفيت اثرگذاري آنها بر يكديگر مشخص شوند (تشخيص ارتباطات).
  17. قوانين جاري در خلقت كه سرمنشاء تك تك اين ارتباطات هستند مشخص شده، فعل و انفعال اين قوانين با يكديگر تعريف شود(تشخيص معادلات و قوانين حاكم بر ارتباطات).
  18. چه تغييراتي در اين ارتباطات مي‌توان ايجاد كرد؟ (بهبود امكانات)
  19. چه ارتباطات جديدي را مي‌توان ايجادكرد؟ (توسعه امكانات)
  20. ايجاد تغيير عناصر و ارتباط آنها ياايجاد عناصر و ارتباطات جديد چه آثار مثبت و منفي مي‌تواند داشته باشد؟ (بررسي هزينة تغيير)
پس از دست‌یابی به پاسخ سوالات فوق، این پاسخ‌ها باید با یکدیگر ترکیب شوند و یک مدل (شبیه‌سازی واقعیت) تولید شود. برای تولید مدل باید موارد زیر انجام شود:

  1. تعيين نقطه شروع فرآیند
  2. زمينه لازم براي شروع
  3. محرك لازم براي شروع
  4. انجام دهندة كار و شرايط آن
  5. كيفيت و كميّت كار
  6. مراحل كار
  7. نتايج مورد انتظار در هر مرحله
  8. نقاط مشكل و توقف‌هاي احتمالي
  9. محرّك مجدّد
  10. شرايط اتمام كار
  11. نقطه پايان
  12. بازنگري و ارزيابي
  13. اصلاح نقاط ضعف، تقويت نقاط قوّت
  14. ايجاد زمينه لازم براي انجام حركت‌هاي جديد

اين روش، روش تفكّر شبكه‌اي (سيستمي)است كه مي‌توان آن را در دستور العمل‌هاي زير خلاصه كرد :

  1. مشكل و نياز را پيدا كن.
  2. هدف خود را مشخص كن و اهميّت آن راتعيين كن.
  3. هر چيزي كه احتمال دارد با اين هدف ارتباط داشته باشد شناسايي كن.
  4. كميت و كيفيت ارتباطات فوق را مشخصكن.
  5. مجموعه ارتباطات را با هم ارزيابي كن.
  6. بهترين راه را براي ارتباط بين امكانات و نيازها انتخاب كن.
  7. راه حل را اجراء كن.
  8. نتايج را ارزيابي كن.
  9. نقاط ضعف را برطرف نما و دوباره آن‌رااجراء كن.

نتایج، آثار و لوازم پذیرش فرضیه:

روش تحقیقی جامع و کارآمد است که منجر به مدل‌سازی شود (چه مدل مفهومی و چه مدل کاربردی عملی)؛ تصویر زیر تجمیعی از مراحل و ابزارها را برای روش تحقیق مدل‌سازانه ارائه کرده است:

انتقال به توضیحات تفصیلی در مورد:

1. پارادایم شبکه‌ای 2. روش تحقیق مدل‌سازانه 3. نگرش سیستمی 4. روش تولید علم و نظریه‌پردازی

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

منطق ، تئوری تحقیق ، روش تحقیق ، روش شبکه‌ای ، روش مدل‌سازانه ، ابزارهای برش و تحلیل پدیده‌ها

[1] مقصود از «بازتوليد»، توليد مجدد محصولات متخصصان و نظريه‌پردازان علم است.

[1] شفافيت و انسجام دوشاخص اصلي «تصورسازيِ كاربردي» هستند؛ مقصود از شفافيت اين است كه جامعيت و مانعيت تعريف به‌گونه‌اي براي مخاطب ملموس شود كه بتواند در مقايسه ميان موارد مشترك،مفهوم مورد نظر را با وجه اختلافش تصور نمايد. و مقصود از انسجام اين است كه جنس وفصل به‌كار رفته در تعريف با شبكه مفاهيم پايه در تعارض نباشند.

[2] فهرست بديهيات را تهيه كند و كيفيت توليد گزاره‌ها از بديهيات را درعملكرد ذهنيِ قدم‌به‌قدم نشان دهد.

 

 

مشهد مقدس - چهارراه زرّینه - خیابان شهید محسن کاشانی - کاشانی۲۵ - تلفن05132285800 info@isin.ir